چرا جنگ و نزاع رحمت و نعمت است ؟

چرا جنگ و نزاع رحمت و نعمت است ؟
چرا جنگ و جدال ، از بین رفتن انسانها ، به خاک افتادن کودکان و زنان ، تخریب و ویرانی کشور و از بین رفتن منابع و تمامیت ارزی کشور مان و ..... ، می تواند برایمان رحمت و نعمت باشد .
دیگر هرچه در ذهنهایمان مرور کنیم به ندرت روزهای خوب و خوش خاطره را به یاد می آوریم ، روزهایی بدون دلشوره و اضطراب ؛ ... و حتی روزی آرام و بدون هیچ اتفاق خاص ....
روزهایی در خاطرات مشترکمان وجود دارد که با یاد آوری آنها غمگین و افسرده می شویم ، آری همان روزهایی که به قول آقایان جنگ بر ما تحمیل شده بود و وظیفه هر کس نجات خاک میهن و دفاع از این مرز پر گــهر بود ، که متاسفانه حتی برایش اکنون گوهری نماده ....
روزهایی که با خون هزاران جوان این سرزمین و رشادتهایشان خرمشهر با خون عزیزان وطن آزاد شد و ....
آزاد شد و گفتیم جنگ تمام می شود و چه پیشنهاد هایی روی میزمان بود اما حیف و صد حیف که برای رسیدن به قدس یک راه و تنها یک راه وجود داشت ....
روزگاری که هر روز با صدای آژیر و وضعیت زرد و قرمز به پناهگاه های مدرسه و ... می رفتیم و وقتی به
بالا آمدیم بسیاری نبودند حتی ما دیگر مدرسه هم نداشتیم !
اما آن روزگار گذشت ، هر چه بود گذشت .....؛ هزران تن از فرزندان این اقلیم رفتند یا اکنون معلول و
نا توان در کنج خانه هاشان افتادند تا آن جام زهر سر کشیده شود ....
جام زهری که تلخی کشتار و اعدامهای تابستان 67 را هم به یادمان می آورد ....
گذشت روزگار و گفتیم گذشته ها گذشته ، دوباره میسازیمت وطن ! (آه ، و هزاران آه و افسوس ...)
دولت سازندگی !!!!! و دولت اصلاحات !!!! آمدند و رفتند و نوبت به دولت مهرورزی رسید .....
دولتی که شعارهای کلیشه ای اول انقلاب را با خود یدک می کشید و حرف از ام القرایی اسلامی به شیوه ای دیگر می زد !!!! حرفش مبارزه با فساد بود و شعارش آوردن پول نفت .... امـــــــــــــــا
امــــا تا آمد عملش شد دزدی های میلیاردی آن هم به طور واضح و آشکار و حذف اسرائیل و ....
شعارهایش هم بر طبق اعمالش تغییر یافت . دیگر اکنون انرژی هسته ای حق مسلم بود و از نان شب واجب تر ( البته شما همان بمب هسته ای بخوانید ) ، هولکاست نفی شد و اسرائیل نیز ... و هر کسی هاله نور را نبیند به دادگاه بلخ می فرستندش ...
اگر آن زمان جنگ بر ما تحمیل شده بود اکنون خود آقایان و حضرات خواهان و طالب آنند ، جنگی که مردم ما هنوز با تبعاتش دست و پنجه نرم می کنند و با شنیدن نامش پشتشان به لرزه می افتد .
متاسفانه بوی جنگ و شایعه درگرفتنش آنچنان شدت گرفته که شاید و به طور قطع اگر خدای نا کرده جنگ شروع شود به جای اسرائیل ما از روی نقشه جغرافیا حذف خواهیم شد .
حضرات که چمدانهایشان را بسته اند و با اولین موشک ، نیز به امانگاه ها و پناهگاها می روند و از همان جا حتماً برایمان خواهند گفت : انشا الله چیزی نیست ...
در این 9 روز بحرانی که بسیاری از مردم بی گناه لبنان قربانی توطئه شوم قدرت طلبان شده اند ، بیش از 2000 موشک و خمپاره از جانب حزب الله به سوی اسرائیل پرتاب شده ، تنها 30 نفر از مردم عادی و نظامی کشته شده اند ، یعنی برای هر نفر در حدود 67 موشک .....
( باز هم می گویم کشتار مردم بی گناه از هر گروهی محکوم است )
حال شما حساب کنید در این نبرد نا برابر و خوابهای طلایی دون کیشوت های ما که باز هم باعث شدند تا
پرونده اتمی ایران به شورای امنیت برود ، اگر بند 7 تصویب شود و .... چه بر روزگارمان دیگر می خواهد بیاید ؟
دوستان به هر چیز و هرکس که اعتقاد دارید شما هم بیانات گوهر بار زیر را بخوانید به این حقیر بگویید ،
من که هرچه فکر می کنم ، نمی فهمم چرا جنگ برایمان می تواند نعمت باشد ؟؟؟؟؟؟؟؟؟
سعید ابوطالب (عضو فراکسیون اکثریت مجلس شورای اسلامی ) گفت :
"سيدحسن نصرالله براي انقلاب اسلامي مي جنگد، منافع استراتژيك جمهوري اسلامي در لبنان توسط اسرائيل تهديد ميشود، حزب الله براي انقلاب اسلامي ميجنگد. البته شرايط ديپلماتيك ايجاب ميكند هيأت رييسه مجلس به نمايندگان اجازه سفر دهد و ما فكر ميكنيم همچنان كه دشمنان حزبالله و سران كشورهايي مثل فرانسه و خاويرسولانا دائما به لبنان ميروند و به اسرائيل روحيه ميدهند، ما به عنوان دوست و حامي حزبالله بايد به این کشور برويم و از آنها اعلام حمايت معنوي كنيم ."
وی گفت "ما بايد در كنار سيدحسن نصرالله باشيم و اگر ديپلماسي اجازه ميداد و شرايط بينالمللي دست ما را نبسته بود، تك تك نمايندگان مجلس حاضر بودند كه لباس ديپلماسي را در بياورند و لباس رزم بپوشند و در كنار حزب الله و فرماندهي سيدحسن نصرالله بجنگند . "

0 Comments:
Post a Comment
<< Home