.:زنداني سياسي آزاد بايد گردد:.

Friday, July 21, 2006

چرا جنگ و نزاع رحمت و نعمت است ؟



چرا جنگ و نزاع رحمت و نعمت است ؟

چرا جنگ و جدال ، از بین رفتن انسانها ، به خاک افتادن کودکان و زنان ، تخریب و ویرانی کشور و از بین رفتن منابع و تمامیت ارزی کشور مان و ..... ، می تواند برایمان رحمت و نعمت باشد .
دیگر هرچه در ذهنهایمان مرور کنیم به ندرت روزهای خوب و خوش خاطره را به یاد می آوریم ، روزهایی بدون دلشوره و اضطراب ؛ ... و حتی روزی آرام و بدون هیچ اتفاق خاص ....
روزهایی در خاطرات مشترکمان وجود دارد که با یاد آوری آنها غمگین و افسرده می شویم ، آری همان روزهایی که به قول آقایان جنگ بر ما تحمیل شده بود و وظیفه هر کس نجات خاک میهن و دفاع از این مرز پر گــهر بود ، که متاسفانه حتی برایش اکنون گوهری نماده ....
روزهایی که با خون هزاران جوان این سرزمین و رشادتهایشان خرمشهر با خون عزیزان وطن آزاد شد و ....
آزاد شد و گفتیم جنگ تمام می شود و چه پیشنهاد هایی روی میزمان بود اما حیف و صد حیف که برای رسیدن به قدس یک راه و تنها یک راه وجود داشت ....
روزگاری که هر روز با صدای آژیر و وضعیت زرد و قرمز به پناهگاه های مدرسه و ... می رفتیم و وقتی به
بالا آمدیم بسیاری نبودند حتی ما دیگر مدرسه هم نداشتیم !
اما آن روزگار گذشت ، هر چه بود گذشت .....؛ هزران تن از فرزندان این اقلیم رفتند یا اکنون معلول و
نا توان در کنج خانه هاشان افتادند تا آن جام زهر سر کشیده شود ....
جام زهری که تلخی کشتار و اعدامهای تابستان 67 را هم به یادمان می آورد ....
گذشت روزگار و گفتیم گذشته ها گذشته ، دوباره میسازیمت وطن ! (آه ، و هزاران آه و افسوس ...)
دولت سازندگی !!!!! و دولت اصلاحات !!!! آمدند و رفتند و نوبت به دولت مهرورزی رسید .....
دولتی که شعارهای کلیشه ای اول انقلاب را با خود یدک می کشید و حرف از ام القرایی اسلامی به شیوه ای دیگر می زد !!!! حرفش مبارزه با فساد بود و شعارش آوردن پول نفت .... امـــــــــــــــا
امــــا تا آمد عملش شد دزدی های میلیاردی آن هم به طور واضح و آشکار و حذف اسرائیل و ....
شعارهایش هم بر طبق اعمالش تغییر یافت . دیگر اکنون انرژی هسته ای حق مسلم بود و از نان شب واجب تر ( البته شما همان بمب هسته ای بخوانید ) ، هولکاست نفی شد و اسرائیل نیز ... و هر کسی هاله نور را نبیند به دادگاه بلخ می فرستندش ...
اگر آن زمان جنگ بر ما تحمیل شده بود اکنون خود آقایان و حضرات خواهان و طالب آنند ، جنگی که مردم ما هنوز با تبعاتش دست و پنجه نرم می کنند و با شنیدن نامش پشتشان به لرزه می افتد .
متاسفانه بوی جنگ و شایعه درگرفتنش آنچنان شدت گرفته که شاید و به طور قطع اگر خدای نا کرده جنگ شروع شود به جای اسرائیل ما از روی نقشه جغرافیا حذف خواهیم شد .
حضرات که چمدانهایشان را بسته اند و با اولین موشک ، نیز به امانگاه ها و پناهگاها می روند و از همان جا حتماً برایمان خواهند گفت : انشا الله چیزی نیست ...
در این 9 روز بحرانی که بسیاری از مردم بی گناه لبنان قربانی توطئه شوم قدرت طلبان شده اند ، بیش از 2000 موشک و خمپاره از جانب حزب الله به سوی اسرائیل پرتاب شده ، تنها 30 نفر از مردم عادی و نظامی کشته شده اند ، یعنی برای هر نفر در حدود 67 موشک .....
( باز هم می گویم کشتار مردم بی گناه از هر گروهی محکوم است )
حال شما حساب کنید در این نبرد نا برابر و خوابهای طلایی دون کیشوت های ما که باز هم باعث شدند تا
پرونده اتمی ایران به شورای امنیت برود ، اگر بند 7 تصویب شود و .... چه بر روزگارمان دیگر می خواهد بیاید ؟
دوستان به هر چیز و هرکس که اعتقاد دارید شما هم بیانات گوهر بار زیر را بخوانید به این حقیر بگویید ،
من که هرچه فکر می کنم ، نمی فهمم چرا جنگ برایمان می تواند نعمت باشد ؟؟؟؟؟؟؟؟؟

سعید ابوطالب (عضو فراکسیون اکثریت مجلس شورای اسلامی ) گفت :
"سيدحسن نصرالله براي انقلاب اسلامي مي‌ جنگد، منافع استراتژيك جمهوري اسلامي در لبنان توسط اسرائيل تهديد مي‌‏شود، حزب الله براي انقلاب اسلامي مي‌‏جنگد. البته شرايط ديپلماتيك ايجاب مي‌‏كند هيأت رييسه مجلس به نمايندگان اجازه سفر دهد و ما فكر مي‌‏كنيم همچنان كه دشمنان حزب‌‏الله و سران كشورهايي مثل فرانسه و خاويرسولانا دائما به لبنان مي‌‏روند و به اسرائيل روحيه مي‌‏دهند، ما به عنوان دوست و حامي حزب‌‏الله بايد به این کشور برويم و از آنها اعلام حمايت معنوي كنيم ."

وی گفت "ما بايد در كنار سيدحسن نصرالله باشيم و اگر ديپلماسي اجازه مي‌‏داد و شرايط بين‌‏المللي دست ما را نبسته بود، تك تك نمايندگان مجلس‌‏ حاضر بودند كه لباس ديپلماسي را در بياورند و لباس رزم بپوشند و در كنار حزب الله و فرماندهي سيدحسن نصرالله بجنگند . "

0 Comments:

Post a Comment

<< Home