اعتصاب غذای اکبر محمدی

باز هم استبداد ، مانند همیشه سعی در خشکاندن نهال آزادی دارد.....
باور به آزادی ایران و باور به ایرانی آباد و آزاد و به دور از استبداد عمل و اندیشه ایست والا....
که اگر اکنون در عمل با سرکوب شدید ، خشونت طلبان روبرو می شویم ، ولی در ورای اندیشه و افکارمان عدالت و آزادی وسعتی بسیار دارد ...
حال که کار در دنیای مجازی و استفاده از اینترنت هم توسط حضرات براندازی نظام محسوب می شود ....
دیگر چه می توان گفت ، وقتی اعتصاب غذا را که حق مسلم ( مانند تمامی حق مسلم ها ....) یک زندانی است و اعتراضی نسبت به حکم و رفتار نا مناسب است جرم تلقی نشود ....
آری در رنجنامه چند روز قبل اکبر محمدی ، هم سخن از اعتراض و اعتصاب غذا آمد ....
و او اکنون در سومین روز اعتصاب غذای خود بسر می برد و چون به مذاق حضرات خوش نیامد ، ایشان ممنوع الملاقات شده اند و این است همان کلام والای آقایان :
در ایران ما زندانی سیاسی نداریم ! در ایران ما سلول انفرادی نداریم !
در ایران حقوق زندانیان رعایت می شود ! در ایران ............
بخوانید خود کلام اکبر محمدی را که شاید همگی از او کم گفته ایم .
اکبر عزیز مرا ببخش و هزاران اکبر دیگری که حتی نامشان را نمی دانیم ، ببخشید ما را اگر نمی توانیم کاری کنیم ، اما به همان تجربه ای که خود نیز از محبس دارم تا توان دارم فریاد خواهم زد و
فریادتان را بازگو خواهم کرد :
زنـدانی سـیاســی آزاد بایـــد گـــردد
به نام یزدان پاک
به مدت ۷ سال است که در اسارت هستم و انواع فشارهای جسمی و روحی را طی این مدت تحمل کرده ام. به دلیل قرار گرفتن زیر انواع شکنجه های قرون وسطایی در طی بازجویی های اولیه به انواع بیماریها از جمله دیسک کمر مبتلا شده ام که در نتیجه شدت گرفتن دیسک کمرُ مسئولین امنیتی از ترس اینکه این بیماری منجر به فلج یا مرگ اینجانب گردد و رسوایی آن برفضاحتهای پیشین آنها اضافه گردد و به خاطر آنکه مسئولیت آنچه بر سر من آورده اند گریبانگیرشان نشود ُ زیرعنوان ( مرخصی نامحدود) مرا از زندان بیرون فرستادند.
در دوران مرخصی استعلاجی برای معالجه بیماری ام به متخصصین مراجعه کردم اما اعلام کردند به علت تخلیه مایع نخاعی انجام این عمل در داخل کشور مقدور نیست و به ناچار کژدار مریض این مدت را با مصرف دارو سپری کردم.
آقایان وقتی متوجه شدند هنوز زنده هستم در تاریخ ۱۹/۳/۸۵ مجددا مرا به زندان بازگرداندند ُ ظرف یک ماه گذشته که به زندان بازگشته ام ُ مراجعات مکررم به بهداری زندان برای ادامه مداوا بی نتیجه مانده و هر بار با جواب سر بالا و پرخاش و توهین روبرو شده ام.
از این رو اکنون که مسئولین مرگ با ذلت را برای من تدارک دیده اند ُ تصمیم دارم زیر بار ظلم و ذلت نروم و اگر قرار است در شرایط اسارت بمیرم ُ نوع مرگ خود و شرایط آن را خود تعیین کنم. از این رو اعلام میدارم در صورتی که مسئولین مربوطه به خواست قانونی ام پاسخ ندهند ُ برای آزادی خود جهت مداوا و همچنین در اعتراض به نقض سیستماتیک حقوق بشر در حکومت جمهوری اسلامی و نیز برای آزادی کلیه زندانیان سیاسی ُ از تاریخ ۱/۵/۸۵ به صورت نامحدود دست به اعتصاب غذا خواهم زد.
واضح است در صورت بروز هرگونه اتفاقی برای اینجانب مسئولیت مستقیم آن با سران حاکمیت است و آنان میبایست پاسخگو باشند.
اکبر محمدی- دانشجوی زندانی( متهم ردیف اول کوی دانشگاه تهران)
به نقل از : کمیته دانشجویی گزارشگران حقوق بشر
وكيل اكبر محمدي، از دانشجويان زنداني گفت كه موكلش ممنوعالملاقات شده است.
خليل بهراميان در گفتوگو با خبرنگار "ايلنا" با اعلام اين مطلب، گفت: روز دوشنبه براي ملاقات با اكبر محمدي به زندان اوين رفتم كه آنجا اعلام شد وي چون در اعتصاب غذا به سر ميبرد، ممنوع الملاقات است.
وي همچنين وضعيت جسمي اكبر و منوچهر محمدي را نامطلوب عنوان كرد. اكبر و منوچهر محمدي در پي حوادث كوي دانشگاه تهران در سال 78 بازداشت شدند.
بهراميان كه وكالت حشمتالله طبرزدي را نيز برعهده دارد، گفت: موكلم از حقوق يك زنداني بهرهمند نيست و با وجودي كه شش سال از حبس وي ميگذرد، تاكنون يك بار به مرخصي آمده است.
باور به آزادی ایران و باور به ایرانی آباد و آزاد و به دور از استبداد عمل و اندیشه ایست والا....
که اگر اکنون در عمل با سرکوب شدید ، خشونت طلبان روبرو می شویم ، ولی در ورای اندیشه و افکارمان عدالت و آزادی وسعتی بسیار دارد ...
حال که کار در دنیای مجازی و استفاده از اینترنت هم توسط حضرات براندازی نظام محسوب می شود ....
دیگر چه می توان گفت ، وقتی اعتصاب غذا را که حق مسلم ( مانند تمامی حق مسلم ها ....) یک زندانی است و اعتراضی نسبت به حکم و رفتار نا مناسب است جرم تلقی نشود ....
آری در رنجنامه چند روز قبل اکبر محمدی ، هم سخن از اعتراض و اعتصاب غذا آمد ....
و او اکنون در سومین روز اعتصاب غذای خود بسر می برد و چون به مذاق حضرات خوش نیامد ، ایشان ممنوع الملاقات شده اند و این است همان کلام والای آقایان :
در ایران ما زندانی سیاسی نداریم ! در ایران ما سلول انفرادی نداریم !
در ایران حقوق زندانیان رعایت می شود ! در ایران ............
بخوانید خود کلام اکبر محمدی را که شاید همگی از او کم گفته ایم .
اکبر عزیز مرا ببخش و هزاران اکبر دیگری که حتی نامشان را نمی دانیم ، ببخشید ما را اگر نمی توانیم کاری کنیم ، اما به همان تجربه ای که خود نیز از محبس دارم تا توان دارم فریاد خواهم زد و
فریادتان را بازگو خواهم کرد :
زنـدانی سـیاســی آزاد بایـــد گـــردد
به نام یزدان پاک
به مدت ۷ سال است که در اسارت هستم و انواع فشارهای جسمی و روحی را طی این مدت تحمل کرده ام. به دلیل قرار گرفتن زیر انواع شکنجه های قرون وسطایی در طی بازجویی های اولیه به انواع بیماریها از جمله دیسک کمر مبتلا شده ام که در نتیجه شدت گرفتن دیسک کمرُ مسئولین امنیتی از ترس اینکه این بیماری منجر به فلج یا مرگ اینجانب گردد و رسوایی آن برفضاحتهای پیشین آنها اضافه گردد و به خاطر آنکه مسئولیت آنچه بر سر من آورده اند گریبانگیرشان نشود ُ زیرعنوان ( مرخصی نامحدود) مرا از زندان بیرون فرستادند.
در دوران مرخصی استعلاجی برای معالجه بیماری ام به متخصصین مراجعه کردم اما اعلام کردند به علت تخلیه مایع نخاعی انجام این عمل در داخل کشور مقدور نیست و به ناچار کژدار مریض این مدت را با مصرف دارو سپری کردم.
آقایان وقتی متوجه شدند هنوز زنده هستم در تاریخ ۱۹/۳/۸۵ مجددا مرا به زندان بازگرداندند ُ ظرف یک ماه گذشته که به زندان بازگشته ام ُ مراجعات مکررم به بهداری زندان برای ادامه مداوا بی نتیجه مانده و هر بار با جواب سر بالا و پرخاش و توهین روبرو شده ام.
از این رو اکنون که مسئولین مرگ با ذلت را برای من تدارک دیده اند ُ تصمیم دارم زیر بار ظلم و ذلت نروم و اگر قرار است در شرایط اسارت بمیرم ُ نوع مرگ خود و شرایط آن را خود تعیین کنم. از این رو اعلام میدارم در صورتی که مسئولین مربوطه به خواست قانونی ام پاسخ ندهند ُ برای آزادی خود جهت مداوا و همچنین در اعتراض به نقض سیستماتیک حقوق بشر در حکومت جمهوری اسلامی و نیز برای آزادی کلیه زندانیان سیاسی ُ از تاریخ ۱/۵/۸۵ به صورت نامحدود دست به اعتصاب غذا خواهم زد.
واضح است در صورت بروز هرگونه اتفاقی برای اینجانب مسئولیت مستقیم آن با سران حاکمیت است و آنان میبایست پاسخگو باشند.
اکبر محمدی- دانشجوی زندانی( متهم ردیف اول کوی دانشگاه تهران)
به نقل از : کمیته دانشجویی گزارشگران حقوق بشر
وكيل اكبر محمدي، از دانشجويان زنداني گفت كه موكلش ممنوعالملاقات شده است.
خليل بهراميان در گفتوگو با خبرنگار "ايلنا" با اعلام اين مطلب، گفت: روز دوشنبه براي ملاقات با اكبر محمدي به زندان اوين رفتم كه آنجا اعلام شد وي چون در اعتصاب غذا به سر ميبرد، ممنوع الملاقات است.
وي همچنين وضعيت جسمي اكبر و منوچهر محمدي را نامطلوب عنوان كرد. اكبر و منوچهر محمدي در پي حوادث كوي دانشگاه تهران در سال 78 بازداشت شدند.
بهراميان كه وكالت حشمتالله طبرزدي را نيز برعهده دارد، گفت: موكلم از حقوق يك زنداني بهرهمند نيست و با وجودي كه شش سال از حبس وي ميگذرد، تاكنون يك بار به مرخصي آمده است.

0 Comments:
Post a Comment
<< Home