.:زنداني سياسي آزاد بايد گردد:.

Sunday, December 31, 2006

سردار قادسیه هم ، به زباله دان تاریخ پیوست


سردار قادسیه هم ، به زباله دان تاریخ پیوست
در روزگار ما و در قرن معاصر ، دیکتاتورهای زیادی ظهور کردند و عاقبت همگان دیدند که چه شد عاقبت اکثریت این حضرات مستبد و خودکامه !
با ظهور نسل جدید دیکتاتورها که اگر بخواهیم نام تنی چند از آنها را بر شماریم ، شاید همگی به اسامی
گوش آشنای زیر برسیم :
هیتلر ، موسیلینی ، سومازو ، پینوشه و حتی فیدل کاسترو و در نهایت صدام حسین و .... .
عاقبت تمامی این حضرات که اکثرا ً هم با یک اندیشه و ایدئولوژی بنیاد گرا در لفافه ناسیونالیسم برای تمامیت خواهی و زیاده طلبی هایشان مشروعیت قائل می شدند ، پیش رویمان است .
در نهایت این حس آزادگی مردمان جهان است که بر امیال شیطانی این ضحاکیان پیروز می شود ، اما متاسفانه با تمامی تصویر هایی که از تمامی خودکامه ها در دفتر تاریخ به ثبت رسیده ، باز هم کسانی پیدا می شوند که می خواهند بر خلاف تمامی معیار های انسانی و ارزشها به اهداف شوم خود برسند و در این میان هم همیشه تعدادی از نان به نرخ روزخور ها، جیره خورها و لومپنها با این آقایان همگام می شوند وآنها برای رسیدن به اهدافشان یاری می رسانند . اهدافی که به هیچ وجه نمی تواند ضامن خوشبختی و سعادت مردمان یک کشور ویا جامعه جهانی شود و از نوع داخلی و منطقه ای آن هم می توانیم به ظهور دیکتاتورهای کوچک و تازه از گرد راه رسیده اشاره نماییم ، که با همه اوصافی که گفته شد همچنان تخت گاز و بی ترمز در حرکتند و نیم نگاهی حتی از آینه کنارشان به پشت سر نمی اندازند .
آری صدام حسین عبدالمجید تکریتی هم به تاریخ پیوست .
صدام حسینی که در هنگام اعدام 69 ساله بود ، یعنی چیزی در حدود 25185 ساعت عمر !!!
در طول عمرش در این هزاران ساعت ، با آن قدرتی که داشت حال چه به طور مشروع به آن رسیده بود یا از نوع ارتجاعی و غیر مشروع . می توانست چه خدمتی به مردمان خود کند اما ...
اما این گونه نشد سردار قادسیه راه دیگری را پیش گرفت ، راهی که در کارنامه اش تنها جنایتها ست که بر علیه بشریت بر جای گذاشته است .
نمی دانم چرا سرنوشت صدام ، هم با سرنوشت بسیاری از مردمان سرزمین ما گره خورده است ، صدامی که با یک ماجراجویی در 31 شهریور 59 عملا ً وارد خاک میهنمان شد و می خواست سه روزه سرزمین کوروش کبیر را فتح نماید . اما سردار قادسیه از این نکته غافل بود که هنوز هم طنین کلام رستم فرخزاد و کاوه آهنگر در گوش مردمان سرزمینان پابر جا ست و خون بابک سرخ جامه در رگهایمان .
روزگار جنگ را شاید به خوبی به یاد نداشته باشم اما هنوز هم صدای انفجار هایی که هر روز در کنارمان در خوزستان قهرمان رخ میداد و لرزه بر اندامم می انداخت را هرگز فراموش نمی کنم . روزگار کودکی که هر روزش را با ترس و دلهره به سر آوردیم تا به امروز رسیدیم ... .
در آن سالها صدام تنها کلام تو بود که جاری بود و سردارانت هم مطیع امر ملوکانه اما امروز چه شد ... .
چه تلخ است مردی که همیشه دستور می داد با ذلت و خواری از سوراخی چون موش بیرون کشند و درانتها به پایانی تلخ .... !
نمی دانم باید از اعدام تو خوشحال باشم یا بی تفاوت و یا ...!
با اینکه همیشه با حکم اعدام مخالفم چه برای تو باشد چه برای فرد دیگری!
اما به راستی این همه جنایت و کشتار این همه ستم در حق بشریت ، میتوان با یک مجازات اعدام در دوکفه ترازو قرار داد ؟ نمی دانم ؟
صدام تو با اینکه سودای جهان عربی و حکومت بر خلق عرب را در سر می پروراندی و تا حدودی هم توده ها را با تهدید و تتمیع ، قتل و حبس با خود همراه ساخته بودی به این عاقبت دچار گشتی ، حال این دیکتاتورهای تازه از راه رسیده که آروزی حکومت بر ام القرای اسلامی و حومه دارند و می خواهند هر جور که شده رهبریت جهان اسلام را به دست گیرند دیگر حال روزشان مشخص است .چه عاقبتی دارد سلطان ام القرا !
باز جای شکرش باقی است که تو در دادگاهی به جنایات و کردارت رسیدگی شد ، امیدوارم در سرزمین من هم پس از آزادی یک دادگاه ملی و علنی با حضور وکیل مدافعه و هیئت منصفه برای متجاوزین به حقوق مردم و سرزمینم و جنایتکاران تشکیل گردد تا مردمان سرزمین من هم آلالمی بر درد هایشان نشسته شود . کاش آن
روز حتما به واقعیت تبدیل شود تا شاید رنگ نفرت از سینه ها شسته شود .
نمی دانم تا آن روز چه میزان در تمرین دموکراسی موفق شویم ، روزی که باید تصمیم بگیریم برای کسانی که به قدرت رسانیدمشان و ، وهم قدرت آنها را گرفت .
اما شاید تا آن روز بتوانیم یکبار دیگر در سرزمینمان طعم و لذت گذشت را به جای انتقام تجربه کنیم .

تا رسیدن به روز آزادی چیزی نمانده ، اما در روز تصمیم گیری اگر به گمان من ، یک عفو عمومی صورت گیرد ، شاید دیگر هیچگاه شاهد آن اعدامهای انقلابی و ... نشویم و تجربه ای که در آینده برایمان می گذارد ما را بسوی سازندگی سوق خواهد داد نه اینکه بار دیگر اگر کسی را بر اریکه قدرت نشانیدم او هم شروع به انتقام گیری از منتقدان نماید ، چون این بار دیگر افکار عمومی اجازه چنین کاری را به او نخواهند داد .
اما در انتها شاید با اعدام صدام کمی رنگ و بوی خشونت در عراق کمتر گردد و هزاران بت پوشالی شکسته شود .
عاقبت تمام ضحاکان و قابلیان همین است چرا ما فراموش کاریم .... !

نمی دانم گفتن خداحافظ برای تو درست است یا نه اما با این همه خداحافظ سردار قادسیه و از هم اکنون خداحافظ سید علی ... !

Thursday, December 28, 2006

بر سر در کا روانسرایی


بر ســر در کاروانسرایی
تصویر زنی به گچ کشــیدند
ارباب عمایم این خبـر را
از مخبر صادقی شنیدند
گفتند که واشریعتا ، خلق
روی زن بی نقاب دیدند
آسیمه سر از درون مسجد
تا سر در آن سرا دویدند
ایمان و امان به سرعت برق
می رفت که مومنین رسیدند
این آب آورد ، آن یکی خاک
یک پیچه ز گل بر او بریدند
ناموس به باد رفته ای را
با یک دو سه مشت گل خریدند
چون شرع نبی از این خطر جست
رفتند و به خانه آرمیدند
غفلت شده بود خلق وحشی
چون شیر جهنده می جهیدند
بی پیچه زن گشاده رو را
پاچین عفاف می دریدند
لب های قشنگ خوشگلش را
مانند نبات می مکیدند
بالجمله تمام مردم شهر
در بحر گناه می تپیدند
درهای بهشت بسته می شد
مردم همه می جهنمیدند
می گشت قیامت آشکارا
یکباره به صور می دمیدند
طیر از و کرات و وحش از جحر
انجم ز سپهر می رمیدند
این است که پیش خالق و خلق
طلاب علوم رو سفیدند
با این علما هنوز مردم
از رونق ملک نا امـــیــــــدنـــــد ؟؟!!!!!؟؟؟؟ ....

ایرج میرزا

Saturday, December 09, 2006

دهم دسامبر روز جهانی حقوق بشر



10 دسامبر روز جهانی حقوق بشر

در مورد حقوق بشر و تاریخچه آن زیاد سخن به میان آمده و چگونگی شکل گیری آن و موارد گوناگون از این دست ... .

کشورمان ایران سرزمینی کهن با قدمتی چند هزار ساله است که یکی از میراث داران عرصه تمدن و فرهنگ بشر بشمار می آید ، جایی که زادگاه حقوق بشر می خواندش و بر خالق آن هزاران بار درود می فرستند .
سرزمینی که امروز سردمدارانش مزد خالق حقوق بشر را به خوبی پرداخت می کند ، اعدام ، سنگسار ، شلاق ، حبس ، آپارتاید جنسی و مذهبی ، محرومیت از تحصیل ، تبعید اجباری و ....
سرزمینی که اکنون فکرهای خموده و متحجرین سعی در به زیر آب بردن خالق حقوق بشر و پدر ایران زمین دارند ، اما نمی دانند که اندیشه با جبر و زور ، سیل و طوفان ویران نمی شود .

حال به تاریخ معاصر باز گردیم سرزمینی متمدن آن هم با فرهنگی غنی ، در تاریخی که شاید استبداد بر بسیاری از ملوک دنیا حکم فرمایی می کرد ؛ دگر اندیشان و روشنفکران جامعه طرحی برای رهایی از بند استبداد موجود ریختند .
تاریخ انقلاب نوین در جهان پا گرفت : انقلاب فرانسه
حال به پیدایش نخستین قانون مدون درباره حقوق بشر می رسیم که در سال 1789 در فرانسه بنام قانون حقوق بشر و شهروند به تصویب رسید .
بعد از پیدایش و تشکیل سازمان ملل متحد و به رسیمت شناخته شدن این ارگان بین المللی در بسیاری از جوامع
لزوم و پیدایش قانونی فرا میهنی و به دورازهر گونه انحصار طلبی احساس می شد .
سرانجام در سال 1948 ، تنها چهار سال بعد از پایان جنگ جهانی دوم در دسامبر همان سال طرح پیشنهادی
کمیسیون حقوق بشر در اجلاس فوق العاده مجمع عمومی سازمان ملل متحد در پاریس به رای گذاشته شد .
نخستین طرح اعلامیه جهانی حقوق بشر از اعلامیه تکمیلی حقوق بشر فرانسه که در سال 1936 به تصویب رسیده بود بهره برد و نهایتا در 10 دسامبر سال 1948 با وجود 8 رای ممتنع به موافقت اکثریت اعضا سازمان رسید .
کشور ما هم به طبع آنکه یکی از اولین اعضا عضو سازمان ملل متحد بود این اعلامیه را به امضا رسانید .
اما متاسفانه در طول سالیان معاصر همواره شاهد عدم رعایت حقوق بشر در کشورمان بوده ایم .
این اعلامیه که اگر بخواهیم به طور کلی آنرا تقسیم بندی کنیم به شش بخش اساس تقسیم می شود و این بخشها عبارتند از :
حقوق امنیت ، حقوق سیاسی ، حقوق دادرسی عادلانه ، حقوق برابری ، حقوق رفاه و حقوق گروه ها
که تمامی موارد فوق به بندهای جداگانه ای تقسیم شده اند .
در انتها برای آگاهی بیشتر از اعلامیه جهانی حقوق بشر لینکی را برای دانلود برایتان گذاشته ام .
http://yardabestani-book1.persiangig.com/HUMAN%20RIGHTS/human%20rights.pdf
به امید روزیکه در دهکده جهانی همه مردمان بی هیچ ترسی و در کمال امنیت بتوانند در سایه خرد و آزادی بیان و اندیشه در کنار هم به زندگی مسالمت آمیز بپردازند .

Friday, December 08, 2006

به مناسبت هشتمین سالگرد ذبح اسلامی سربازان گمنام امام زمان


گرامی باد یاد محمد مختاری و محمد جعفر پوینده قربانیان قتلهای زنجیره ای
درهشتمین سالگرد جان باختن محمد مختاری و محمد جعفر پوینده ، یاد عزیزانمان را بر مزارشان درگورستان امام زاده طاهر کرج از ساعت 14 تا 16 روز جمعه 17 آذر ماه 85 گرامی می داریم. وسیله ایاب و ذهاب در میدان ونک، خیابان ملاصدرا و میدان انقلاب جنب دانشکده پزشکی تا ساعت 13 فراهم است.
خانوده های مختاری و پویند

Wednesday, December 06, 2006

روز دانشجو گرامی باد




16آذر را همگی بعنوان روز دانشجو می شناسیمش ، ولی این روز برای ما در سالهای اخیر معنی ومفهومی تازه تر دارد
16آذر اگر در قدیم تنها روز دانشجو بوده و بیانگر صدای آنها در دوران ما به روز فریاد به استبداد تبدیل شده است ، صدایی که داد دل همه مردم ایران است
اگر در ۱۶ آذر سال۱۳۳۲سه دانشجو به شهادت رسیدند ، امروزه بعد از گذشت 53 سال باز هم چکمه های سنگین استبداد بر گلوی مردم ایران روز بروز بیشتر فشرده می شود.
درست ۴۶ سال از آذر ماه۱۳۳۲گذشت ، ۱۸ تیر ۱۳۷۸ نیز به یک تراژدی دیگر تبدیل شد . باز هم دانشجو کشته شد ، باز هم مهر خاموشی بر لبانش بسته شد و باز هم زندانها از دانشجویان و روشنفکران لبریز گردید....
دانشگاه ، با آمدن نامش بر ذهن هرکسی تصویری تداعی می شود و بر ذهن عامه دانشگاه تهران ....
عکسی بزرگ و نماد سردر دانشگاه که هنوز هم هروزه بر روی اسکناس های پنجاه تومانی دست به دست
می چرخد .
دوران دانشجویی ، دورانی که تا پا به عرصه اش نگذاشته ای رویایی خوش و آرزوی بسیاری است .
رویایی که در اولین سالهای جوانی ات و یا در انتهای نوجوانی ات شاید همه وجودت را فرا گیرد .
و اما 16 آذر روزی که روز دانشجو می نامندش و چون و چرایش را هزاران بار گفته اند .... .
وارد دانشگاه می شوی و در باورهایت خوشحال از اینکه روزی از این روزها را با نام تو نام گذاری کرده اند .
اما همه این خواب خرگوشی به یکی ، دو هفته و یا نهایتا یک ماه اول محدود می شود .
با همان نگاه تازه واردت به محیط جدید در می یابی که اینجا هم با دبستانها و دبیرستانهای شهر تو هیچ تفاوتی ندارد ، باز هم همان ایدولوژی های پوچ و هزاران خرافات و تزویر و شارلاتانیسمی که باید این بار از نوع مثلا علمی اش هضم کنی ....
حرفهای تکراری با رنگ لعابی جدید به خوردت داده می شود ، دشمن ، تهاجم فرهنگی ، در خطر بودن اسلام ،
دانشجوی اسلامی ، وفادر به رهبر و خادم حکومت اسلامی و ... باز به یاد همان شعار معروف در صبحگاهان
مدرسه ات می افتی :
خدایا ، خدایا تا انقلاب مهدی از نهضت خمینی محافظت بفرما از عمر من بکاه بر عمر او بیافزای
باری دوست خوبم و یار دبستانی حتما تو هم بهتر از من همه این مسائل را می دانی ...
در تشکل های دانشجویی هم وضعیت در حال حاضر به همین رویه و باسرعت نجومی روبه افول همچنان ادامه دارد .
بعد از آن انقلاب به قول حضرات فرهنگی که در دانشگاهها صورت گرفت و هزاران استاد و دانشجو تصویه شدند و پاکسازی و یا از کار اخراج گشتند و بازنشسته ، هنوز هم بازنشستگی زود هنگام اساتید در جریان است و هنوز هم دانشجویان از دانشگاهها اخراج می شوند .و در فضای امنیتی و اطلاعاتی کشور که شامل دانشگاه هم می شود و به یمن سر کار آمدن دولت مهرورزی که نه تنها چیزی از مهر و عدالت سرش نمی شود بلکه با آن دلقکهای سیاسی که بعنوان وزیر و وکیل معرفی کرده و با کادر نظامی و سپاهی که اکنون در راس قدرت اجرایی و تصمیم گیری کشور حاکم شده صحبت از انقلاب فرهنگی دومی به میان می آید .
در اواخر دولت سازندگی ( اکبر شاه خودمان ) دور تازه ای از برخورد با فعالین دانشجویی و فعالین سیاسی و اجتماعی در جریان بود و در همان هنگام جنبش زیر زمینی متفکرین و روشنفکران به همراه عده بسیاری از دانشجویان مصمم و هم پیمان شده بودند تا نهال تازه پا گرفته جنبش را به ثمر رسانند .
تاریک اندیشان ومحفل نشینان هم که مدتی بود در حمام خون آب تنی نکرده بودند ، دوباره می رفتند تا به ارضای امیال شیطانیشان بپردازند ...
در همین روزگاران بود که در آستانه آن خرداد معروف قرار گرفتیم و سید خندان با آن پوسترهای تبلیغاتی ساده
بر دیوارهای شهر ها خودنمایی کرد . اکثریت هم با دیدن تصویر این آقای عبا شکلاتی یک ایکس بزرگ بر ذهنشان نقش بست .
حال از نقش تئوریسن ها که در خیابانهای سیاسی ایران جولان می دادند بگذریم ، طیف چپ که با راست در واقع هیچ فرقی ندارد ( همان اصلاح طلبان ) هم نیم نفس هایی می کشیدند .
سید علی آقا هم وارد معرکه شد و با آن گافهایی که داد و آنطور نوشتن اسم جناب ناطق که واقعا تابلو کرد .
باعث شد تا جامعه ای که با رای دادن قهر کرده بودند و برای رو کم کنی هم که شده تا ساعتهای پایانی بر
باجه ها صف کشند تا این بار یک نه بزرگ بگویند .
دوم خرداد شکل گرفت و حضرات مجبور به پذیرش .....
از فردا به جای اینکه فکری به حال حماسه سازان ( مردم ) دوم خرداد شود ، جناب خاتمی لیدر پشت ویترین اصلاحات شد و حجاریان ها موج اصلاحات را به جامعه تحمیل کردند ، ما هم که همیشه ثابت کرده ایم مردمان روزهای سخت نیستیم متوجه نبودیم که در گرماگرم این پیروزی چه هزینه هایی بر ما تحمیل می شود .
جنابان اصلاح طلبان بازی دانه و دام را به راه انداختند و ما کم کم درگیر بازی شدیم .
ناگهان ورقها برگشت ، باند سعید خان به دستور اربابانش مشغول به کار شد تا تمامی پروژه های نا تمام را
به یکباره به اجرا در آورد ، نهایتا بازتاب چیزی را که آقایان فکر می کردند ، از آن حذفهای فیزیکی نصیبشان نشد و حال این جنبش بود که بر موج اصلاحات سوار شد .
پیاده نظام جنبش به راه افتاد و در خانه های سیاه و سفید شطرنج سیاسی با چند حرکت آقایان را مجبور به عقب نشینی و گرفتن چند امتیاز کرد که هر چند جزیی ، اما بسیار تاثیر گذرا بود .
ناگهان خبر رسید که جام شوکران را حاج سعید سر کشیده و باقی قضایا ...
کوی دانشگاه شلوغ می شود و تمامی اتفاقاتی که باید رخ می داد بوجود می آید ، حرکتی که شاید بتوان گفت خودجوش ، از جنبشی جوان سال و خواهان رفرم .... کم تجربه اما صادق و استوار در اهدافش .
جنبشی که با خون دل هزاران مادر و پدر ایرانی پا گرفت .
جنبشی که از خون شهیدان وطن در آن اعدامهای انقلابی و جنگ 8 ساله و اعدامهای 67 آبیاری شد .
جنبشی که می خواست ملی باشد اما ملی گرایی کفر بود .
جنبش تنها به نبرد دژخیمان رفت ... حتی این بار پدر و مادر ها هم نبودند ....
تیغهای بی رحم استبداد گلبرگهای خیزش را پرپر کرد و در زیر چکمه های استبداد حتی رنگی از گلبرگها بر روی سنگفرش ها نماند .
روز ها گذشت تا به کارزار امروز رسیدیم .
هزاران دانشجوی سرخورده ، هزاران تبعیدی ناخواسته ، هزاران زندانی دانشجو و ..... .
اعتیاد ، بیکاری ، خودکشی ، سرخوردگی و ... بر پوسته جنبش نشسته اما هنوز جنبش استوار است .
جنبش استوار مانده تا در اولین باران تن خود را از تمامی چرکها بشوید .
دانشگاه همچنان زنده است و همچنان به حیاتش ادامه می دهد می دانی چرا ؟
چون دانشگاه گلچینی از اقشار جامعه است با هر طیف و دیدگاهی با هر شغل و جایگاهی ....
جنبش همچنان زنده است و زنده می ماند ، شاید نقش گلبرگها را از روی تخته سیاهها پاک کرده اند اما نقش گلبرگها بر روی ذهنها همچنان به یادگار مانده است .
شاید این بار راویان خشونت و انکار کنندگان هولکاست ، جانیان 67 و محفل نشینان بخواهند رنگ خشونت به بازی دهند و حتی برای بازی ننگینشان این بار بسیج دانشجویی و لومپنهای بی هویت را به بازی رو در رو کشانده اند وکمیته های انضباطی و نیروی انتظامی و حفاظت اطلاعات را پشتیبان آنها گذاشته اند .
اما این جنبش دانشجویی شاید این بار مجبور به دادن هزینه ای سنگین شود ، اما قطعا سر بلند از این بازی
به بیرون می آید .چون این بار دیگر با احساس به پیش نمی رود و تجربه نسل دوم وسوم رادر کارنامه اش دارد و نسل چهارمی که تازه به میدان آمده .... .
اما باید بسوی آن روز رویم که متحد و یک صدا و پرقدرت پیام خود را به همگان برسانیم .
این بار اگر قرار باشد به بیرون بیایم ، یکبار اما پر قدرت باید به میدان برویم .
فراموش نکنیم همچنان صحنه در دستان ماست .
گرامی باد 16 آذر روز دانشجو
گرامی باد 18 تیر
گرامی باد یاد اکبر محمدی
احمد باطبی و کیانوش سنجری را فراموش نکنیم
من اگر برخیزم ، تو اگر برخیزی همه برمی خیزند
من اگر بنشینم تو اگر بنشینی چه کسی برخیزد
چه کسی با دشمن بستیزد
از کجا که من وتو شور یکپارچگی را درشب برپا نکنیم
از کجا که من تو مشت رسوایان وا نکنیم ....

Friday, December 01, 2006

یکم دسامبر ( 10 آذر ) روز جهانی مبارزه با ایدز



یکم دسامبر ( 10 آذر ) روز جهانی مبارزه با ایدز
HIV چيست ؟

HIV مخفف " Virus Immunodeficiency Human " به معني "ويروس نقص ايمني انسان" مي‌باشد. ويروس ، يك ذره زنده خيلي كوچك است كه مي‌تواند تكثير و پخش شود اما براي زندگي نياز به موجود زندة ديگري دارد. وقتي ويروس، سلولي را آلوده كند شروع به تكثير در داخل آن سلول مي‌كند كه در نهايت منجر به آسيب آن سلول مي‌شود. انسان مي‌تواند توسط فرد ديگري كه به HIV مبتلا است آلوده شود و او نيز مي‌تواند بقيه افراد را آلوده كند و بر اين اساس HIV منتشر مي‌شود.

به فردي كه به HIV آلوده است HIV( +HIV مثبت) اطلاق مي‌شود.

(سيستم ايمني، گروهي ازسلولها و ارگانها هستند كه بدن را در برابر ويروسها و عفونتها محفاظت مي‌كنند.)

چرا HIV خطرناك است ؟
اگر سيستم ايمني بدن به ويروسها حمله مي‌كند و آنها را مي‌كشد پس مشكل چيست ؟
ويروسهاي مختلف به سلولها و بافتهای مختلفي از بدن حمله مي‌كنند. برخي ويروسها به پوست، برخي به دستگاه تنفسی و … حمله مي‌كنند. چيزي كه HIV را اين چنين خطرناك كرده اين است كه HIV به خود سيستم ايمني حمله مي‌كند. سيستم ايمني، گروهي ازسلولها هستند كه بدن را در برابر انواع عفونتها محفاظت مي‌كند و بدون آنها٬ توانايي بدن براي مبارزه با نواع عفونتها تضعيف مي‌شود. لذا وقتی ويروس HIV وارد بدن فردی شود به تدريج قدرت دفاعی بدن وی ضعيف می شود و اين فرد در برابر انواع بيماريها و عفونتها حتی آنهايی که در حالت عادی بيماريزا نيستند آسيب پذير میگردد.اين روند قابل رؤيت نيست و راهي وجود ندارد تا با نگاه كردن به افراد بگوئيم كه آيا به HIV مبتلا هستند يا خير٬ ولي آزمايش خون مي‌تواند پس از چند ماه از اولين تماس، ويروس را در خون آشكار كند.افراد آلوده به HIV ممكن است سالها كاملاً سالم بمانند و حتي خودشان ندانند كه آلوده هستند.
ايدز چيست ؟
ايدز (AIDS) مخفف Acquired Immune Deficiency Syndrome به معني سندرم نقص ايمني اكتسابي مي‌باشد.وقتی سيستم ايمني آسيب ببيند، نه تنها در برابر ويروس HIV (كه در آغاز به آن صدمه زده) بلكه به نسبت به بقيه عفونتها هم آسيب پذير مي‌شود و ديگر قادر به كشتن ميکربها و ويروسهايي كه قبلاً برايش مشكلي ايجاد نمي‌كردند نيست و لذا با گذشت زمان، افراد آلوده به HIV بيشتر و بيشتر بيمار مي‌شوند و معمولاً سالها پس از آلودگي به يكي از بيماريهاي خاص٬ شديداً مبتلا مي‌شوند و در اين زمان گفته مي‌شود كه آنها به ايدز مبتلا شده‌اند. بنابراين زماني كه فرد آلوده به ويروس HIV براي اولين بار به يك بيماري جدي مبتلا شود و يا وقتي كه تعداد سلولهاي ايمني باقيمانده در بدن او از حد معيني كمتر شود، مبتلا به بيماری ايدز در نظر گرفته می شود.
ايدز يك مرحله كاملاً جدي است كه بدن، دفاع بسيار كمي در برابر انواع عفونتها دارد. در واقع هر فرد آلوده به ويروس HIV ، الزاما مبتلا به ايدز نمی باشد اما در طول مدت آلودگی خود، می تواند ديگران را آلوده کند.
چه مدت طول مي‌كشد تا HIV به ايدز تبديل شود؟
بدون درمان دارويي، بطور متوسط طي 10 سال آلودگی به ويروس HIV به سمت ايدز پيش مي‌رود که البته اين مدت 10 سال براي فردي است كه تغذيه مناسبی دارد. اما فردي كه در منقطه فقيرنشين است و بخوبي تغذيه نمي‌شود ممكن است بسيار سريعتر به سمت ايدز و نهايتاً مرگ پيش برود.درمان دارويی ضد ويروس مي‌تواند مدت زمان بين آلودگي با HIV و شروع ايدز را طولاني تر كند. داروهاي جديدي بوليد شده‌اند که با مصرف آنها، فرد آلوده به HIV مي‌تواند مدت زمان طولاني قبل از ايجاد ايدز زندگي كند. اما اين دارو‌ها بسيار گران و کمياب بوده و در بسياري از كشورهاي فقير در دسترس نیست و آلوده شدگان در این کشورها٬ سریعتر به سمت مرگ پيش مي‌روند.


HIV << چگونه منتقل مي‌شود؟ >>
HIV در خون و ترشحات جنسي فرد مبتلا و نيز شير پستان زن آلوده، يافت مي‌شود.
HIV‌ هنگامي منتقل مي‌شود كه مقدار كافي از اين ترشحات به بدن فردي برسد
راههاي مختلفي كه فرد مي‌تواند به HIV مبتلا گردد عبارتند از:
1 - رابطه جنسي بدون محافظت با فرد آلوده 2 – تماس با خون فرد آلوده
3- سرايت از مادر حامله آلوده به جنين در داخل رحم و يا از شیرمادر آلوده به كودك
4 – استفاده از محصولات خوني آلوده 5 – داروهاي تزريقي
علائم بيماری چگونه ظاهر می شود؟
با کاهش قدرت سيستم دفاعی٬ به مرور زمان بدن آمادهٴ ابتلا به عفونتها و سرطانهايی می شود که به طور معمول در مردم عادی ديده نمی شوند ، اين بيماريها بصورت بيماريهاي ريوی ، اسهالهاي شديد و مزمن ،‌ تبهای طولانی ، کاهش وزن ،‌ اختلالات شخصيتی ،‌ بيماريهاي مغزی و پوستی خود را نشان مي دهند که درنهايت منجر به مرگ فرد مبتلا خواهد شد. علائم آلودگی با HIV بسیار پیچیده است و دارای مراحل چندی است كه الزاماً همه آنها در افراد آلوده مشاهده نمی شود. این مراحل عبارتند از: ‪
در نوشتاری کامل همه مطالب بالا و همچنین ادامه آن در این زمینه در آرشیو کتابخانه گذاشته می شود .


رشد 100 درصدی ایدز در ایران در پنج‌سال گذشته

سایت حکومتی آفتاب: نماينده دفتر سازمان ملل در بحران ايدز گفت: رشد مبتلايان به ايدز در پنج سال گذشته در ايران به مرز 100 درصد رسيده است.
علي يزدان ستايش افزود: در تحقيقات به عمل آمده توسط سازمان ملل مشخص شده است كه كشورهاي آمريكاي شمالي و اروپاي غربي با حدود 20 درصد ابتلا در سال به عنوان رتبه اول در كاهش و بهبود وضع ابتلا به ايدز را داشه و كشورهاي روسيه و اروپاي شرقي با رشدي حدود 300 درصد در مكان اول از نظر رشد و افزايش ابتلاي به ايدز هستند.
وي ادامه داد: در اين رتبه‌بندي كشورهاي آفريقايي با 30 درصد ابتلا، آمريكاي مركزي 40 درصد، كشورهاي شرقي آسيا با 60 درصد ابتلا و در نهايت كشور ايران با 100 درصد ابتلا در رتبه‌هاي بعدي قرار گرفته‌اند.
ستايش گفت: در برخي از محافل عنوان مي‌شود كه رفت و آمدها و به نوعي مرزهاي كشورها باعث ورود ايدز و ابتلا به آن شده است در حالي كه با بررسي و تحقيقات مشخص شده است كه شايد ورود يک بيماري از طريق رفت و آمد باشد اما ادامه روند رشد آن امري است كه به ورود و مرزها منتهي نشده بلكه در درون جامعه بايد دنبال آن را گرفت.
وي گفت: كار اصلي ما قبل از بوجود آمدن عفونت بوده نه بعد از تماس و بوجود آمدن عفونت زيرا هنوز براي كساني كه دچار عفونت شده‌اند تصميمي گرفته نشده است.
نماينده سازمان ملل در بحران ايدز در پايان سخنان خود گفت: بهترين روش براي عدم بوجود آمدن عفونت، آموزشهاي صحيح در زمان قبل از سن بلوغ بوده كه بايد با بردن اين مطالب به كتابهاي درسي براي رسيدن به آن تلاش كرد.
باید مبارزه کرد با هر که و هر چه که می خواهد تو را اسیر کند و آزادی و فرهنگ و تمدنت و همه چیزت را به یغما ببرد . باید مبارزه کرد با کسی که می خواهد لذت نفس کشیدن را از تو بگیرد .