.:زنداني سياسي آزاد بايد گردد:.

Wednesday, December 06, 2006

روز دانشجو گرامی باد




16آذر را همگی بعنوان روز دانشجو می شناسیمش ، ولی این روز برای ما در سالهای اخیر معنی ومفهومی تازه تر دارد
16آذر اگر در قدیم تنها روز دانشجو بوده و بیانگر صدای آنها در دوران ما به روز فریاد به استبداد تبدیل شده است ، صدایی که داد دل همه مردم ایران است
اگر در ۱۶ آذر سال۱۳۳۲سه دانشجو به شهادت رسیدند ، امروزه بعد از گذشت 53 سال باز هم چکمه های سنگین استبداد بر گلوی مردم ایران روز بروز بیشتر فشرده می شود.
درست ۴۶ سال از آذر ماه۱۳۳۲گذشت ، ۱۸ تیر ۱۳۷۸ نیز به یک تراژدی دیگر تبدیل شد . باز هم دانشجو کشته شد ، باز هم مهر خاموشی بر لبانش بسته شد و باز هم زندانها از دانشجویان و روشنفکران لبریز گردید....
دانشگاه ، با آمدن نامش بر ذهن هرکسی تصویری تداعی می شود و بر ذهن عامه دانشگاه تهران ....
عکسی بزرگ و نماد سردر دانشگاه که هنوز هم هروزه بر روی اسکناس های پنجاه تومانی دست به دست
می چرخد .
دوران دانشجویی ، دورانی که تا پا به عرصه اش نگذاشته ای رویایی خوش و آرزوی بسیاری است .
رویایی که در اولین سالهای جوانی ات و یا در انتهای نوجوانی ات شاید همه وجودت را فرا گیرد .
و اما 16 آذر روزی که روز دانشجو می نامندش و چون و چرایش را هزاران بار گفته اند .... .
وارد دانشگاه می شوی و در باورهایت خوشحال از اینکه روزی از این روزها را با نام تو نام گذاری کرده اند .
اما همه این خواب خرگوشی به یکی ، دو هفته و یا نهایتا یک ماه اول محدود می شود .
با همان نگاه تازه واردت به محیط جدید در می یابی که اینجا هم با دبستانها و دبیرستانهای شهر تو هیچ تفاوتی ندارد ، باز هم همان ایدولوژی های پوچ و هزاران خرافات و تزویر و شارلاتانیسمی که باید این بار از نوع مثلا علمی اش هضم کنی ....
حرفهای تکراری با رنگ لعابی جدید به خوردت داده می شود ، دشمن ، تهاجم فرهنگی ، در خطر بودن اسلام ،
دانشجوی اسلامی ، وفادر به رهبر و خادم حکومت اسلامی و ... باز به یاد همان شعار معروف در صبحگاهان
مدرسه ات می افتی :
خدایا ، خدایا تا انقلاب مهدی از نهضت خمینی محافظت بفرما از عمر من بکاه بر عمر او بیافزای
باری دوست خوبم و یار دبستانی حتما تو هم بهتر از من همه این مسائل را می دانی ...
در تشکل های دانشجویی هم وضعیت در حال حاضر به همین رویه و باسرعت نجومی روبه افول همچنان ادامه دارد .
بعد از آن انقلاب به قول حضرات فرهنگی که در دانشگاهها صورت گرفت و هزاران استاد و دانشجو تصویه شدند و پاکسازی و یا از کار اخراج گشتند و بازنشسته ، هنوز هم بازنشستگی زود هنگام اساتید در جریان است و هنوز هم دانشجویان از دانشگاهها اخراج می شوند .و در فضای امنیتی و اطلاعاتی کشور که شامل دانشگاه هم می شود و به یمن سر کار آمدن دولت مهرورزی که نه تنها چیزی از مهر و عدالت سرش نمی شود بلکه با آن دلقکهای سیاسی که بعنوان وزیر و وکیل معرفی کرده و با کادر نظامی و سپاهی که اکنون در راس قدرت اجرایی و تصمیم گیری کشور حاکم شده صحبت از انقلاب فرهنگی دومی به میان می آید .
در اواخر دولت سازندگی ( اکبر شاه خودمان ) دور تازه ای از برخورد با فعالین دانشجویی و فعالین سیاسی و اجتماعی در جریان بود و در همان هنگام جنبش زیر زمینی متفکرین و روشنفکران به همراه عده بسیاری از دانشجویان مصمم و هم پیمان شده بودند تا نهال تازه پا گرفته جنبش را به ثمر رسانند .
تاریک اندیشان ومحفل نشینان هم که مدتی بود در حمام خون آب تنی نکرده بودند ، دوباره می رفتند تا به ارضای امیال شیطانیشان بپردازند ...
در همین روزگاران بود که در آستانه آن خرداد معروف قرار گرفتیم و سید خندان با آن پوسترهای تبلیغاتی ساده
بر دیوارهای شهر ها خودنمایی کرد . اکثریت هم با دیدن تصویر این آقای عبا شکلاتی یک ایکس بزرگ بر ذهنشان نقش بست .
حال از نقش تئوریسن ها که در خیابانهای سیاسی ایران جولان می دادند بگذریم ، طیف چپ که با راست در واقع هیچ فرقی ندارد ( همان اصلاح طلبان ) هم نیم نفس هایی می کشیدند .
سید علی آقا هم وارد معرکه شد و با آن گافهایی که داد و آنطور نوشتن اسم جناب ناطق که واقعا تابلو کرد .
باعث شد تا جامعه ای که با رای دادن قهر کرده بودند و برای رو کم کنی هم که شده تا ساعتهای پایانی بر
باجه ها صف کشند تا این بار یک نه بزرگ بگویند .
دوم خرداد شکل گرفت و حضرات مجبور به پذیرش .....
از فردا به جای اینکه فکری به حال حماسه سازان ( مردم ) دوم خرداد شود ، جناب خاتمی لیدر پشت ویترین اصلاحات شد و حجاریان ها موج اصلاحات را به جامعه تحمیل کردند ، ما هم که همیشه ثابت کرده ایم مردمان روزهای سخت نیستیم متوجه نبودیم که در گرماگرم این پیروزی چه هزینه هایی بر ما تحمیل می شود .
جنابان اصلاح طلبان بازی دانه و دام را به راه انداختند و ما کم کم درگیر بازی شدیم .
ناگهان ورقها برگشت ، باند سعید خان به دستور اربابانش مشغول به کار شد تا تمامی پروژه های نا تمام را
به یکباره به اجرا در آورد ، نهایتا بازتاب چیزی را که آقایان فکر می کردند ، از آن حذفهای فیزیکی نصیبشان نشد و حال این جنبش بود که بر موج اصلاحات سوار شد .
پیاده نظام جنبش به راه افتاد و در خانه های سیاه و سفید شطرنج سیاسی با چند حرکت آقایان را مجبور به عقب نشینی و گرفتن چند امتیاز کرد که هر چند جزیی ، اما بسیار تاثیر گذرا بود .
ناگهان خبر رسید که جام شوکران را حاج سعید سر کشیده و باقی قضایا ...
کوی دانشگاه شلوغ می شود و تمامی اتفاقاتی که باید رخ می داد بوجود می آید ، حرکتی که شاید بتوان گفت خودجوش ، از جنبشی جوان سال و خواهان رفرم .... کم تجربه اما صادق و استوار در اهدافش .
جنبشی که با خون دل هزاران مادر و پدر ایرانی پا گرفت .
جنبشی که از خون شهیدان وطن در آن اعدامهای انقلابی و جنگ 8 ساله و اعدامهای 67 آبیاری شد .
جنبشی که می خواست ملی باشد اما ملی گرایی کفر بود .
جنبش تنها به نبرد دژخیمان رفت ... حتی این بار پدر و مادر ها هم نبودند ....
تیغهای بی رحم استبداد گلبرگهای خیزش را پرپر کرد و در زیر چکمه های استبداد حتی رنگی از گلبرگها بر روی سنگفرش ها نماند .
روز ها گذشت تا به کارزار امروز رسیدیم .
هزاران دانشجوی سرخورده ، هزاران تبعیدی ناخواسته ، هزاران زندانی دانشجو و ..... .
اعتیاد ، بیکاری ، خودکشی ، سرخوردگی و ... بر پوسته جنبش نشسته اما هنوز جنبش استوار است .
جنبش استوار مانده تا در اولین باران تن خود را از تمامی چرکها بشوید .
دانشگاه همچنان زنده است و همچنان به حیاتش ادامه می دهد می دانی چرا ؟
چون دانشگاه گلچینی از اقشار جامعه است با هر طیف و دیدگاهی با هر شغل و جایگاهی ....
جنبش همچنان زنده است و زنده می ماند ، شاید نقش گلبرگها را از روی تخته سیاهها پاک کرده اند اما نقش گلبرگها بر روی ذهنها همچنان به یادگار مانده است .
شاید این بار راویان خشونت و انکار کنندگان هولکاست ، جانیان 67 و محفل نشینان بخواهند رنگ خشونت به بازی دهند و حتی برای بازی ننگینشان این بار بسیج دانشجویی و لومپنهای بی هویت را به بازی رو در رو کشانده اند وکمیته های انضباطی و نیروی انتظامی و حفاظت اطلاعات را پشتیبان آنها گذاشته اند .
اما این جنبش دانشجویی شاید این بار مجبور به دادن هزینه ای سنگین شود ، اما قطعا سر بلند از این بازی
به بیرون می آید .چون این بار دیگر با احساس به پیش نمی رود و تجربه نسل دوم وسوم رادر کارنامه اش دارد و نسل چهارمی که تازه به میدان آمده .... .
اما باید بسوی آن روز رویم که متحد و یک صدا و پرقدرت پیام خود را به همگان برسانیم .
این بار اگر قرار باشد به بیرون بیایم ، یکبار اما پر قدرت باید به میدان برویم .
فراموش نکنیم همچنان صحنه در دستان ماست .
گرامی باد 16 آذر روز دانشجو
گرامی باد 18 تیر
گرامی باد یاد اکبر محمدی
احمد باطبی و کیانوش سنجری را فراموش نکنیم
من اگر برخیزم ، تو اگر برخیزی همه برمی خیزند
من اگر بنشینم تو اگر بنشینی چه کسی برخیزد
چه کسی با دشمن بستیزد
از کجا که من وتو شور یکپارچگی را درشب برپا نکنیم
از کجا که من تو مشت رسوایان وا نکنیم ....

0 Comments:

Post a Comment

<< Home