سردار قادسیه هم ، به زباله دان تاریخ پیوست

با ظهور نسل جدید دیکتاتورها که اگر بخواهیم نام تنی چند از آنها را بر شماریم ، شاید همگی به اسامی
گوش آشنای زیر برسیم :
هیتلر ، موسیلینی ، سومازو ، پینوشه و حتی فیدل کاسترو و در نهایت صدام حسین و .... .
عاقبت تمامی این حضرات که اکثرا ً هم با یک اندیشه و ایدئولوژی بنیاد گرا در لفافه ناسیونالیسم برای تمامیت خواهی و زیاده طلبی هایشان مشروعیت قائل می شدند ، پیش رویمان است .
در نهایت این حس آزادگی مردمان جهان است که بر امیال شیطانی این ضحاکیان پیروز می شود ، اما متاسفانه با تمامی تصویر هایی که از تمامی خودکامه ها در دفتر تاریخ به ثبت رسیده ، باز هم کسانی پیدا می شوند که می خواهند بر خلاف تمامی معیار های انسانی و ارزشها به اهداف شوم خود برسند و در این میان هم همیشه تعدادی از نان به نرخ روزخور ها، جیره خورها و لومپنها با این آقایان همگام می شوند وآنها برای رسیدن به اهدافشان یاری می رسانند . اهدافی که به هیچ وجه نمی تواند ضامن خوشبختی و سعادت مردمان یک کشور ویا جامعه جهانی شود و از نوع داخلی و منطقه ای آن هم می توانیم به ظهور دیکتاتورهای کوچک و تازه از گرد راه رسیده اشاره نماییم ، که با همه اوصافی که گفته شد همچنان تخت گاز و بی ترمز در حرکتند و نیم نگاهی حتی از آینه کنارشان به پشت سر نمی اندازند .
آری صدام حسین عبدالمجید تکریتی هم به تاریخ پیوست .
صدام حسینی که در هنگام اعدام 69 ساله بود ، یعنی چیزی در حدود 25185 ساعت عمر !!!
اما این گونه نشد سردار قادسیه راه دیگری را پیش گرفت ، راهی که در کارنامه اش تنها جنایتها ست که بر علیه بشریت بر جای گذاشته است .
نمی دانم چرا سرنوشت صدام ، هم با سرنوشت بسیاری از مردمان سرزمین ما گره خورده است ، صدامی که با یک ماجراجویی در 31 شهریور 59 عملا ً وارد خاک میهنمان شد و می خواست سه روزه سرزمین کوروش کبیر را فتح نماید . اما سردار قادسیه از این نکته غافل بود که هنوز هم طنین کلام رستم فرخزاد و کاوه آهنگر در گوش مردمان سرزمینان پابر جا ست و خون بابک سرخ جامه در رگهایمان .
روزگار جنگ را شاید به خوبی به یاد نداشته باشم اما هنوز هم صدای انفجار هایی که هر روز در کنارمان در خوزستان قهرمان رخ میداد و لرزه بر اندامم می انداخت را هرگز فراموش نمی کنم . روزگار کودکی که هر روزش را با ترس و دلهره به سر آوردیم تا به امروز رسیدیم ... .
در آن سالها صدام تنها کلام تو بود که جاری بود و سردارانت هم مطیع امر ملوکانه اما امروز چه شد ... .
چه تلخ است مردی که همیشه دستور می داد با ذلت و خواری از سوراخی چون موش بیرون کشند و درانتها به پایانی تلخ .... !
نمی دانم باید از اعدام تو خوشحال باشم یا بی تفاوت و یا ...!
با اینکه همیشه با حکم اعدام مخالفم چه برای تو باشد چه برای فرد دیگری!
اما به راستی این همه جنایت و کشتار این همه ستم در حق بشریت ، میتوان با یک مجازات اعدام در دوکفه ترازو قرار داد ؟ نمی دانم ؟
صدام تو با اینکه سودای جهان عربی و حکومت بر خلق عرب را در سر می پروراندی و تا حدودی هم توده ها را با تهدید و تتمیع ، قتل و حبس با خود همراه ساخته بودی به این عاقبت دچار گشتی ، حال این دیکتاتورهای تازه از راه رسیده که آروزی حکومت بر ام القرای اسلامی و حومه دارند و می خواهند هر جور که شده رهبریت جهان اسلام را به دست گیرند دیگر حال روزشان مشخص است .چه عاقبتی دارد سلطان ام القرا !
باز جای شکرش باقی است که تو در دادگاهی به جنایات و کردارت رسیدگی شد ، امیدوارم در سرزمین من هم پس از آزادی یک دادگاه ملی و علنی با حضور وکیل مدافعه و هیئت منصفه برای متجاوزین به حقوق مردم و سرزمینم و جنایتکاران تشکیل گردد تا مردمان سرزمین من هم آلالمی بر درد هایشان نشسته شود . کاش آن
روز حتما به واقعیت تبدیل شود تا شاید رنگ نفرت از سینه ها شسته شود .
نمی دانم تا آن روز چه میزان در تمرین دموکراسی موفق شویم ، روزی که باید تصمیم بگیریم برای کسانی که به قدرت رسانیدمشان و ، وهم قدرت آنها را گرفت .
اما شاید تا آن روز بتوانیم یکبار دیگر در سرزمینمان طعم و لذت گذشت را به جای انتقام تجربه کنیم .
تا رسیدن به روز آزادی چیزی نمانده ، اما در روز تصمیم گیری اگر به گمان من ، یک عفو عمومی صورت گیرد ، شاید دیگر هیچگاه شاهد آن اعدامهای انقلابی و ... نشویم و تجربه ای که در آینده برایمان می گذارد ما را بسوی سازندگی سوق خواهد داد نه اینکه بار دیگر اگر کسی را بر اریکه قدرت نشانیدم او هم شروع به انتقام گیری از منتقدان نماید ، چون این بار دیگر افکار عمومی اجازه چنین کاری را به او نخواهند داد .
اما در انتها شاید با اعدام صدام کمی رنگ و بوی خشونت در عراق کمتر گردد و هزاران بت پوشالی شکسته شود .
عاقبت تمام ضحاکان و قابلیان همین است چرا ما فراموش کاریم .... !
نمی دانم گفتن خداحافظ برای تو درست است یا نه اما با این همه خداحافظ سردار قادسیه و از هم اکنون خداحافظ سید علی ... !




