.:زنداني سياسي آزاد بايد گردد:.

Monday, January 29, 2007

فقط چند لحظه از وقتتان را برای نجات پاسارگاد بگذارید



فقط چند لحظه از وقتتان را برای نجات پاسارگاد بگذارید

لطفا فقط چند دقيقه از وقت تان را به پاسارگاد دهيد
و اين جمله ی ساده و کوتاه را
به موسسات زير بفرستيد
Please save Pasargad The city and mausoleum of Cyrus the Great


يونسکو (فرانسه)fax : 33-1-45 68 55 70
E-mail:
wh-info@unesco.org

UN
سازمان ملل متحد (نيويورک): Fax +1-212 963 8712 Email: ngls@un.org
ژنو: Fax 41-22-917-0432
ngls@unctad.org Email:


سازمان هاي ميراث جهاني
در شهرها يا کشورهاي نزديک به شما:
نروژ:fax: 47-24-14-01-01E-mail:
nwhf@nwhf.no
آلمان: F.: + 49-89-30765102 E-Mail: info@welterbestiftung.de
کانادا :fax : 1-418-692 5558E-mail : secretariat@ovpm.org
انگلستان:fax : 44-1223-277 136E-mail :
info@unep-wcmc.org

سازمان هاي حقوق بشر در شهرها و کشورهاي نزديک به شما:
شيکاگو: Fax: 312-572-2454
chicago@hrw.orgنيويورک:
Fax: 1-(212) 736-1300
hrwnyc@hrw.orgواشنگتن:
Fax:1-(202) 612-4333
hrwdc@hrw.orgلس آنجلس :
Fax: (310) 477-4622
hrwlasb@hrw.orgسانفرانسيسکو:
Fax: 415.362.3255
hrwsf@hrw.org
انگلستان:
Fax: 44 20 7713 1800
hrwuk@hrw.orgبلژيک: Fax: 32 (2) 732-0471hrwbe@hrw.orgژنو:Fax: +41 22 738 17 91hrwgva@hrw.orgبرلين -آلمان:Fax. +49-(0)30-259306-29berlin@hrw.org
کانادا:Tel: 416.322.8448Fax: 416.322.3246toronto@hrw.org

Please dedicate a few minutes of your time to pasargad
And send this simple and short sentence to the following organizations
Please save Pasargad The city and mausoleum of Cyrus the Great

Wednesday, January 24, 2007

شهر در امن امان است آسوده بخوابید


شهر در امن امان است آسوده بخوابید

ساعت 22:45 دقیقه روز سه شنبه 3 بهمن ماه 1385
ایران ، تهران ، خیابان پاستور دفتر ریاست جمهوری .... .
تلویزیون روشن است و بعد از همه اعلام نظرها و موضوع گیریها درچند روزه اخیر مبنی بر اینکه هاله از خونه خاله ظهور می کند یا خیر ؟
سرانجام بعد از چند دقیقه تاخیر حیدری یکی از مجریان بخش خبری شبکه دو سیمای حاج عزت بر صفحه ظاهر می شود و خبر از مصاحبه با رئیس جمهور مهرورز را می دهد .
دوربینها می چرخند و همزمان چشمها و گوشهای میلیونها بیننده و شنوده که حتی از شاهراه جهانی اینترنت منتظر ظهور محمود خوش قدم هستند .
بالاخره چشممان به جمال نورانی جناب دکتر احمدی نژاد روشن می شود .
جناب پرزیدنت شروع به صحبت می نمایند :
مقدمه را با نام و یاد شهیدان کربلاو امام حسین آغاز می کند و کل صحبت بر روی مظلومیت امام حسین
می چرخد و اینکه امام حسین یک انسان کامل در اوج قدرت است ، اما مظلوم و تنها چیزی که در اینجا یاد نمی شود فارغ از هر جهت گیری دینی و یا موضوع سیاسی اینکه هدف حسین و یا پیامش ، پیام آزادگی بود و خب از اینجا معلوم می وشد که واقعا مظلوم بودن یک ارزش است .
در صورتیکه در قرآن کریم آمده است که وای به روزگار مردمانی که بگذارند بر آنها ظلم واقع شود و یا در برابر ظلم خود را مظلوم جلوه نمایند .
در هر صورت صحبت به اینجا می رسد که امام خمینی دستور صدور انقلاب را داده و نسل آینده
( که البته اگر نسلی بماند ) وظیفه دارد این راه را ادامه دهد و خاتمه مقدمه جناب مهرورز کپی برداری از سخن رهبرش سید علی است که این روزها او هم برای شفا خود به درگاه خدا و آقا و چاه جمکران دخیل بسته ... .
( سلام بر شهیدان خدا )
کلام و پرسش اول از بودجه آغاز می شود . پرفسور احمدی نژاد شروع به روشن کردن اذهان عمومی می نمایند:
صحبت به نفت و درامدهای آن و همچنین میزان دخل و خرج دولت از پول نفت و مهمتر از همه آوردن پول بر سر سفره های مردم می رسد ، دکتر می فرمایند :
ما درآمد نفت را در جامعه تزریق کرده ایم و این انعکاس در جامعه روز به روز بیشتر می شود و بخش وسیعی از این درامد صرف سرمایه گذاری در کارهای عمرانی شده و کارهای زیر بنایی و زیر ساختها ... .
البته ما که هرچی گشتیم ندیدیم شما را نمیدانم .

اما خب باز هم طفلک محمود خان فراموش کار می شود و خودش را به کوچه علی چپ میزند !
پول نفت سفره مردم ؟ کی گفته ، ما گفتم .... . کی ، کجا و ... .
اما بعد برای اینکه کم نیارد می گوید خب ما الان مشغول همین کار هستیم .
تا اینجا شاید یک دهم از زمان مصاحبه گذشته و رئیس جمهور منتخب ( بخوانید منتصب ) کمی حالش دگرگون می شود و چهره زیبا رویش گلگون می شود ... .
باز هم دکتر داد سخن می دهند که در دولتهای گذشته هر ساله 20 تا 22 درصد درآمدهای مصرفی
دولت افزایش می یافت که ما آنرا در این دولت کاهش داده ایم .
البته خب احتمالا رئیس جمهور یادشان رفته که سفرهای استانی این حضرت والا هم همگی نوعی هزینه مصرفی دولت می باشد که با صرف این هزینه های گزاف هیچ زیر ساخت و بستری فراهم نمی شود .
دیگر حالا تقریبا رئیس جمهور محبوب با کابینه هفتاد میلیونی صحبتش گل انداخته ومعلوم است تخم کفترهایی را که قبل از مصاحبه نوش جان کرده خوب اثر خودشان را کرده است .
صحبت به دیپلماسی و نوع نگرش جناب ژنرال احمدی نژاد به آن می شود و اینکه او از سیاست تهاجمی و دیپلماسی فعال که شعارش را می داد کار را به دیپلماسی احساسی و شعاری کشانده و خب دکتر اول با خنده احمقانه که دوربین هم روی صورتش زوم شده بود و این خنده ملیحانه را جلوه ای صد چندان می بخشید گفت : لزوما احساسات چیز بدی نیست ، احساسات پاک ! و لزوما دولتها در دنیا بر روی احساسات مردم سرمایه
گذاری می کنند .
درصدد هستيم با يك ديپلماسي فعال مواضع جمهوري اسلامي را در سطح جهان مطرح كنيم و توانمندي‌هاي خود را به دنيا بشناسانيم، اگر يك رقيب داشته باشيم كه البته جمهوري اسلامي ايران خواهان اين نيست كه رقيب داشته باشد و ما نيز رقيب كسي نيستيم، به هر حال سعي مي‌كنيم اگر رقيبي وجود داشته باشد، پتانسيل‌مان را به او بشناسانيم.
در اینجا رئیس جمهور درخواست کرد تا برایش اسپند دود کنند ، تا چشم شیطون کر پای گربه شل کسی این رئیس جمهور ما را چشم نزند که اگر این حادثه ناگوار رخ دهد ، ملت ایران در خواهد ماند که چه خاکی بر سرش بریزد.
و اینجاست که محمودخان یادش می افتد که رئیس جمهور یک مملکت است و بعد از گرفت زیر لفظی رو می کند که مدت یکسال و چهار ماه و بیست و نه روز است که این بلای آسمانی بر مردم ایران نازل شده و اگر همینطور سر انگشتی حساب کنیم : می شود پانصد و چهارده روز !!!!
و خب الیته اگر آماری از خدمات ارزنده رئیس جمهور را پیش رویمان بگذاریم متوجه می شویم که ایشان 25 سفر استانی و 19 سفر خارجی داشته اند که روی هم می شود 44 سفر و اگر این عدد را بر همین 514 تقسیم کنیم
می شود ، تقریبا 12 روز یعنی این رئیس جمهور خدمتگزار ملت ایران هر 12 روز یکبار به یک مسافرت رفته و صد الیته اگر هر مسافرت را 3 روز هم حساب کنیم ان حضرت ولا تمام مدت ریاست جمهوری را به جز ساعاتی محدود در نهاد ریاست جمهوری بوده و همانطور هم که خودش گفت در سفر آخر مربوط به آمریکای جنوبی رهبران میزبان حضرت والا نگران سلامتی این تحفه الهی شده بودند .
حالا بعد از بررسی موشکافه این مسائل تازه به این نکته پی می بریم که چرا این مصاحبه در دفتر ریاست جمهوری صورت گرفته !
چون محمود خان ما هم خودش تا به حال اصلا این دفتر را زیارت نکرده بود به علت مشکلات کاری و خب
نمی شود آدم رئیس جمهور باشد و حداقل یکبار سری به ساختمان ریاست جمهوری نزده باشد .
خلاصه صحبت ها به پیش می رود و بحث و مسئله اصلی دنیا یعنی قضیه فلسطین مطرح می شود که جناب دکتر احمدی نژاد می فرمایند : قضیه فلسطین مهمترین قضیه تاریخی منطقه ماست و اینجا انسان فکر می کند احمدی نزاد یا رئیس جمهور منتخب مردم فلسطین است یا تمامی مشکلات ایران اسلامی حل شده و هیچ مشکلی ندارد و کبک تمامی مردم آواز می خواند .
خلاصه بعد از این سخنان گوهر بار نوبت به کوبیدن این عالیجناب و آن ژنرال معورف می شود و عاشقان شهادت به همدیگر تعارف می کنند ، مثل قضیه دعوای این طرف جوی و آنطرف ... .
بعد به سخنان چون در احمدی نزاد می رسیم که در ابتدا اعلام می کند ما سازمان ملل را به رسمیت می شناسیم اما خب اسرائیل را نه و ... دوباره قضیه هولکاست و اینکه سیاست فعال یعنی همین ( اشاره به هولکاست ).
خلاصه مشخص می شود که بدخواهان در دولتهای گذشته نگذاشته بودند ملت ایران با کشورهای پیشرفته و متمدن روابط خوب دیپلماتیک داشته باشد و در زمان دولت مهرورز این امر تحقق یافته و به سرعت رابطه ما با آفریقا و آمریکای جنوبی و خصوصا برادرانمان در ونزوئلا گسترش یافته و تازه بر همگان روشن شد که ما چه انسانهای نوع دوستی هستیم ، چون خودمان مشکل مسکن نداریم در ونزوئلا مشغول ساخت مسکن هستیم .

بیچاره محمود جان که عادت به نشستن بیش از چند دقیقه در جایی را ندارد در اینجای مصاحبه فشار صد چندانی را تحمل می کرد و ناگهان بحث به سمت گرانی می رود !
گرانی ! اه مگه ما گرونی داریم !
اول که تقصیر مطبوعات بود و ... حالا هم بعد از آن خنده های هیستریک و قیافه درهم محمود خان که زورکی می خواست بخندد ! مشخص شد که گرانی سه علت دارد و همه ناشی از القائات ذهن هفتاد میلیون ایرانی است و البته به غیر از اطراف خانه رئیس جمهور در بعضی نقاط بعضی افراد خودشان خودسر قیمتها را بالا می برند که در اینجا ما هم می گوییم آقای احمدی نزاد کلاهت را بگذرا بالا تر !
راستی محمود خان دوبا ره سوتی داد و گفت ما به فکر مردم هستیم که حداقل هفته ای یکبار گوشت بر سر سفره هایشان باشد !!!
باز هم تورم که مشخص شد این تورم کاذب است و اساسا چیزی به اسم تورم وجود ندارد و این ها همه خبرهایی است که از جانب دشمنان اعلام می شود .
دوباره یک مش ارقام و رقم که اگر حداقل کمی این خبرهای اقتصادی و اخبار مربوط به صندوق جهانی پول و .. را نمی دانستی فکر می کردی این آقا پاک ترین انسان روی زمین است .
راستی بحث جالب دیگر افزایش 42 درصدی صادرات غیر نفتی بود ... .
خلاصه بحث به رابطه ایران و آمریکا و صدور قطع نامه ها می رسد که باز هم ملیجک سید علی همه را به لودگی می زند و مشخص شد که تمام مردم جهان از احمدی نژاد عاجزانه تقاضا کرده اند که برای بوش نامه بنویسد و او را ارشاد نماید .
باز هم چون رئیس جمهور ما کلا آدم محجوبی است و نمی خواهد آبروی کسی را ببرد گفت هسته ای شدن هزینه دارد و ما تا به حال هزینه ای نداده ایم بعضی کشورها خیلی هزینه داده اند تازه الان هم اوضاعشان مشخص است .
بعد هم که آخر مردم شهید پرور متوجه نشدند که ما باید با سازمان ملل ارتباط دوستانه داشته باشیم یا نه و اینکه اصلا قطع نامه سازمان ملل ارزش دارد و یا نه و چون ما با این سازمان رابطه دوستانه داریم به آنها اعلام کردیم توقف بیجا مانع کسب است حتی شما دوست عزیز و اینکه فعلا از پذیرش مهمان معذوریم و
بازرسان را راه ندادیم و ....
بعد هم چون ما با همه کشورها رابطه خوبی داریم قطعنامه ها یکی پس از دیگری بر علیه ما تصویب می شود بدون هیچ رای مخالف و یا حتی ممتنع .
خلاصه پرفسور احمدی نژاد از هر دری سخن گفت و گفت از اتم ، شاهکارهایش در بورس و خصوصی سازی و ....
در انتها هم که مشخص شد اصلا هیچ جای نگرانی وجود ندارد چون عده ای ژنرال می خواهند شهید شوند وجایش را پیدا نمی کند و خب راه قدس هنوز از هرجایی که ما بگیم می گذرد و اینکه عده ای دوست دارند هر ماه یک عکس یادگاری با فیدل کاسترو و چاوز بگیرند و با رئیس جمهور گینه بیسائو دومینو بازی کنند و ... گروه دیگر هم خواهان مذاکره با آمریکا و روز دیگر خواهان جنگ با آمریکا هستند و در نهایت هم حسن نصراله کارش تمام است ، بشار با آمریکا پای میز نشسته .
حماس که قرار بود اسرائیل را با دلارهای نفتی ما به چالش بکشد تا محمود انرا از نقشه محو کند اسرائیل را به رسمیت شناخته ...
عربستان هم که نقش خودش را بازی می کند و آمریکا هیچ غلطی نمی تواند بکند ، فقط لانه جاسوسی ما دراربیل را منهدم می کند و ....
تمامی اینها نشانه ای از دیپلماسی فعال و هماهنگی بین تمامی سران رژیم است .
بله این است انتهای کار پوپولیست ها و تمامی دیکتاتورها ...
سید علی باورش شده که بله دیکتاتور ها هم می میرند ، بحث شورای رهبری داغ است .
سخن تازه عبور از احمدی نژاد و عبور از بحران است به هر قیمتی ... .
حال چه قرار باشد بزرگراه شهید احمدی نژاد داشته باشیم و یا اینکه محمود را بی کفایتی سیاسی بدهند و یا ... .
مطمئنا روزهای آینده روزهای سختی برای همگی مان است ، روزهای سختی که ما همواره نشان داده ایم مردمان روزهای سخت نیستیم ، شاید عده ای آرزویشان از موافق و مخالف نظام حمله نظامی آمریکا باشد، اما مسلما این راه یکی از گزینه هاست و صد البته بدترین و ارتجاعی ترین راه است .
چرا نباید برای یکبار درست تصمیمی بگیریم به راستی چه نیروی بازدارنده ای وجود دراد که بتواند وزنه ای شود و در مقابل جامعه جهانی نقش یک اپوزیسیون فعال را بازی نماید ، اپوزیسیونی مسئول و متعهد با حفظ امینت و تمامیت کشور واحدی به نام ایران .
احمدی نزاد می گوید نگران نیست اما بیشتر از هر زمانی برای کرسی ریاستی که بر آن منصوبش کرده اند ، مضطرب است .حضرات همه نگران خویشند و چیزی که اصلا مهم نیست در این میان ایران است و ایران .
احمدی نژادی که خود را نخبه میداند و تما می اطرافیانش را ، دقیقا کار به جایی رسیده که بنیاد گرایی اسلامی به همراه فاشیزم و خمینیسم در تمامی سلولهای آقایان رخنه کرده و به راستی باورشان شده ابر قدرتند و صد افسوس ...
صد افسوس که حداقل در فاشیزیم نخبگان در صدر بودند و دراینجا فرومایگان .... .
ما باید از این بحران به بهترین نحو ممکن خارج شویم و دراین راه چاره ای جز گذرا از جمهوری اسلامی نداریم.
پس چه خب است اگر واقعا از امروز به آزادی و آزادگی و یک دموکراسی واقعی بیاندیشیم ، که اگر یک دموکراسی عقب افتاده بر میهنمان حاکم شود هزاران بار بهتر از یک دیکتاتوری پیشرفته و اتمی می باشد .
به امید آنروز که خورشید آزادی بر آسمان ایران زمین طلوع کند .



Monday, January 22, 2007

چند نکته در مورد تالار گفتگو




دوستان در تالار گفتگوی یاردبستانی
هر شب از ساعت ۲۰ تا ۲۰:۴۵ دقیقه منتظر شما هستیم .

دوستان در صورت تمایل بسیار خوشحال می شویم به ما بپیوندید .
با توجه به تجربه این چند شب شاید ذکر چند نکته بد نباشد بعضی از دوستان وارد تالار می شوند اما خب متاسفانه نمی توانند با دیگران به تبادل نظر بپردازند با توجه به سرعت ذغالی اینترنت و ...
دوستان در قسمت 1 یا پنجره 1 نام کاربری خود را وارد نمایند در قسمت مسیج یا پیام هم ، پیامشان را بنویسند
اما مهمتر از همه با توجه به اینکه در بعضی ساعات به علت شلوغی و سرعت پایین اینترنت صفحه دیر به دیر رفریش می شود ، دوستان برای اینکه در جریان آخرین پیام ها قرار بگیرند هر چند دقیقه یکبار رفریش را بزنند یعنی حالت 3
دوستانی هم که می خواهند پیامهای قبلی مربوط به آن روز را مطالعه نمایند بر روی گزینه 4 کلیک نمایند.
با سپاس از شما
علی از یاردبستانی

دوستان گرامی برای ورود به تالار به آدرس زیر مراجعه نمایید

تالار گفتگو یاردبستانی

Tuesday, January 16, 2007

به تالار گفتگوی یار دبستانی ملحق شوید



با درود بر دوستان و یاران گرامی

دوستان تالار گفتگوی یاردبستانی راه اندازی شد
هر شب از ساعت 20 تا 20:30 دقیقه منتظر شما هستیم .
دوستان در صورت تمایل بسیار خوشحال می شویم به ما بپیوندید

این فراخوان اولیه و موقتی است امیدوراریم تا با همفکری هم به راهکارهایی مفید برسیم
در ضمن در مورد ساعت برگزاری تالار هم با هم گفتگو نماییم ، امیدواریم در سایه منطق و ادب و قبول
ایده های مخالفمان بتوانیم هر چه بهتر دموکراسی را تمرین نماییم .

دوستان گرامی برای ورود به تالار به آدرس زیر مراجعه نمایید

http://yardabestani1.cbox.ws/

دوستان بعد از نازنین فاتحی ، حالا نوبت دلارا دارابی است او را فراموش نکنید .

بعد از سخنان معروف جناب مشکینی در مورد نوروز حالا جناب جوادی آملی هم طی سخنانی فرموده اند :
کشور را نواي «حسين حسين» حفظ کرد، نه «اي ايران، مرز پر گهر»

البته خب امام حسین(ع) هم برای هدف و آرمانش دست به قیام زد و شعار همیشگی ایشان این بود اگر دین ندارید لاقل آزاده باشید ، که به حمدالله در حکومت عدل علی و امام زمانی ما همه چیز امن امان است و مردان آزاده همگی بر سر کارند ، امت شهید پرور آسوده بخوابید .

درخواست طلاق به خاطر روبوسی با احمدی نژاد
روبوسی خاخام اتریشی با "محمود احمدی نژاد" رئیس جمهور ایران برای وی به قیمت از دست دادن همسرش تمام شد که بدون انتظار بازگشت وی از کنفرانس نافیان هولوکاست در تهران، شوهر خود را رها نمود
.

Sunday, January 14, 2007

دوستان و یاران گرامی به تالار گفتگوی یار دبستانی ملحق شوید


با درود بر دوستان گرامی
نمی دانم ، فیلترینگ تا چه حد ما را از هم جدا کرد ، اما خب در اینجا ادامه می دهیم تا چه پیش آید

مطمئنا بهتر از من در جریان خبرهای این چند هفته و این چند روزه قرار دارید :

خب خوشبختانه یا متاسفانه ، آنجور که بارها هم با هم صحبت کرده ایم ، در پی دلقکهایی چون احمدی نژاد ، کمی عقلانیت در پس این نظام وجود دارد که با سبعیتی به اندازه بی نهایت که در وجود فرد فردشان است تا به امروز حکومت عدل علی وارشان به پیش رفته !
اما در این چند هفته مشخص شد انگار حضراتی که حداقل یکبار در روز در آینه خودشان را می دیدند و یا در سال یکبار سوار اتوبوس می شدند تا با افکار عمومی آشنا شوند و حداقل در روز کمی فکر می کردند و بعد سخن می گفتند ( نه مانند خوشتیپ خان ، پاشنه بخوابانند و هر چه از دهنشان بیرون می آید بگویند )
همگی دچار یک آلزایمر و یا چمی دونم هر مرضی که شما بگید شدند .
بعد از اینکه در چند هفته قبل یک گروه فیلم برداری در تخت جمشید با تیشه به جان ریشه فرهنگ و چهار تا سنگ باستانی افتاده بود ..... حالا حضرات بزرگوار خودشان دراند با تبر به ریشه جمهوری اسلامی می زننند .
جمهوری اسلامی که از یک طرف به خدا و از طرف دیگر به امام زمان و چاه جمکران متصل است .... .
خب با همه تفاسیری که رفت توجه به چند نکته شاید بد نباشد :
اول اینکه در دونوشتار قبل گفتیم از مجلس محترم که همیشه با بوی گلاب و جوراب همراه است ، بو های خوشی برای رئیس جمهور مهرورز شنیده نمی شود و خب شاید یکمرتبه این بوی جوراب مجلس هم به مشام آقای فیلترینگ رسید و خلاصه هر چی که بود فیلتر شدیم ... .
دوم سخنانی که در تمامی محافل و خبرگزاریها در سراسر دنیا مخابره می شود و همگی حداقل در روز چند صد بار نام ایران را می برند و اصولا اگر حداقل کمی معروف شوید ، دردسرهایی را هم به همراه خواهد داشت ، مردم شهید پرور هم با توجه به این معروفیت دچار چندین فشار مضاعف از چندین جهت شده اند .
سخنان جناب ابطحی هم در نوع خودش جالب بود مطالعه نمایید .
به قول ابراهیم نبوی شمسی پهلوون هم که دوباره دارد گرد و خاک می کند و ... .
خبری هم که اول بار سه هفته قبل از طریق اردشیر اطلاع یافتیم در مورد کسالت آقا در دوهفته پیش در 2 ساعت تیتر اصلی تمام خبرگزاریها بود و همین که الان هم دارد در پشت پرده اتفاقهایی می افتد و اصولا کسانی پشت پرده کار انجام می دهند که می خواهند یا طرف را بترسانند و یا او را سوپرایز نمایند و یا غافلگیر ... .
آمریکا هم که به کمک برادران عرب فعلا دارد تمامی مهره های ریز درشت ج.ا را تار و مار می کند و دولت مهرورز هم که با شاهکارهای اقتصادیش در این جنگی که شروع شده خودش به شیطان بزرگ کمک شایانی
می کند .
برادران حماس هم که قرار است احتمالا در یک مسابقه دوستانه فوتبال و یا منچ با مانع با برادران اسرائیلی پای یک میز بنشیند و خب عملا با این کار 500 میلیارد که دود شد هیچ به ریش کم پشت محمود خان هم خواهند خندید ، که می خواست اسرائیل را از روی صفحه جغرافیایی حذف نماید .
راستی فرماندهان محترم سپاه انگار فکر می کنند که می خواهند از یک معبر مین عبور کنند و خب چیزی که زیاد است بچه های 14 – 15 ساله برای بازکردن معبر ... .
به حمدالله تنگه هرمز هم که در دستمان است .
یورو هم که افت پیدا کرد و دلار دوباره بالا رفت ، قرار بود بعد از تحریم از آژانس خارج شویم ... که شدیم !
نفت هم که همچنان پایین می آید .
گوجه کیلویی 1600 تومان و یا دانه ای 300 تومن .!

اما بعد از همه اینها جنگ نامتعارف شروع شده و احیانا سال 2007 سال خوبی برای ما نخواهد بود اگر بخواهیم همچنان خاموش باشیم ،.... از قدیم هم گفته اند سالی که نکوست از بهارش پیداست .
برادر بوش هم که نه تنها با نامه احمدی نژاد اسلام نیاورد بلکه، در بنگاه جاسوسی رژیم را هم تخته کرد و حالا هم که گزینه نظامی مانند گذشته یکی از گزینه هاست .
البته با همه اوصاف هنوز هم جنگ آخرین راه است .
اما خب حضرات هم بدشان نمی آید یک درگیری کوچک اتفاق بیافتد و در این مدت مشروعیتی دوباره مطمئنا خواهند یافت .
حال ما چه باید بکنیم ، لطفا از همین جا بی خیال اپوزیسیون شوید ، تا بدانیم تنها خودمانیم که باید گلیممان را از آب بیرون بکشیم .
در موضوع انتخابات دو گزینه پیش رویمان بود ، تحریم یا شرکت .
خب هر چه که بود نتیجه انتخابات با همه تقلبات مشخص شد . اما حالا قضیه فرق می کند باید آمادگی هر نوع بحرانی را داشته باشیم . به خدای ایران از امروز کمی بیشتر و دورتر در آینده تفکر کنید .
هر گونه تغییری هم مدتی عقب افتادگی دارد ، اما برای یک بار رنج را بپذیریم و این بار ما مردم باشیم که خواسته هایمان رابر کرسی نشینان تحمیل کنیم .
باید باهم در این باره سخن بسیار بگوییم :

دوستان عزیز وبلاگ نویش خواهشمندم هر کدام که مایل هستید در قسمت نظرات که اسمتان را
می گذارید ایمیلی هم بگذارید
خصوصا دوستانی که شاید کمی با هم صمیمیت داریم .
فاز اول برنامه ها یمان را شروع کنیم .
از همینجا باید سازماندهی کرد .
سیامک ، نیوشا ، الاچیق ، رودی ، دیانا ، هومت ، افسانه ، لیلا ، مهران ، فرشاد ، میلاد و ... همه یاران
راستی دوستان از روز 2 شنبه هر شب به مدت 30 دقیقه از ساعت 20 تا 20:30 دقیقه در وبلاگ یاردبستانی در هر دو وبلاگ
دوستان گرامی که امکان دارد برایشان بیایند در تالار گفتگوی وبلاگ تا با هم بیشتر صحبت کنیم .
در هر دو وبلاگ تالار گفتگو وجود دارد ، در پایین و در کنار صفحه .
می توانید با دادن اسم کاربری وارد شوید.
در مورد ساعتش هم می توانیم با هم بحث کنیم : خب بیشتر دوستان درون مرز هستند و نباید ساعت بدی باشد .
به امید ایرانی آباد و آزاد و به دور از استبداد

دوستانی که به تالار می آیید ورود تان را اعلام نمایید در ساعتی که وارد می شوید تا بقیه دوستان در تالار هم بتوانند با شما ارتباط برقرار کنند . در چند روز اول چون هماهنگی وجود ندارد زیاد خرده نگیرید
.

Wednesday, January 10, 2007

میرزا تقی خان امیر کبیر


در وبلاگ قبلی که فیلترمان کردند ....
میرزا تقی خان امیر کبیر


به مناسبت 20 دیماه سالروز قتل امیر
کبیر
میرزا تقی خان امیر کبیر, صدراعظم مشهور دورهٔ ناصرالدین شاه قاجار.نام اصلی امیرکبیر محمد تقی بود که بعدها تقی گفته می‌‌شد و عناوین و القابی که به دست آورد بدین قرار است: کربلایی محمد تقی- میرزا محمدتقی خان- مستوفی نظام- وزیر نظام- امیر نظام- امیر کبیر- امیر اتابک اعظم(شوهر خواهر ناصر الدین شاه نیز شد).
امیر کبیر ، در خانواده ای فقیر در حدود سال 1223 هجری قمری در قریه هزاوه از توابع شهرستان اراک به دنیا آمد .
محمد تقی پسر کربلایی قربان، آشپز میرزا عیسی قائم مقام اول بود که در خانه قائم مقام تربیت یافت و در اوایل جوانی به سمت منشی قائم مقام اول به خدمت مشغول گشت و مورد عنایت رجل سیاسی دانشمند قرار گرفت و بعداٌ در دستگاه قائم مقام دوم نیز مورد توجه واقع شد تا جایی که وی را همراه هیاتی سیاسی به روسیه فرستاد و در نامه‌ای در مورد هوش و نبوغ میرزا تقی خان چنین نوشته:
خلاصه این پسر خیلی ترقیات دارد و قوانین بزرگ به روزگار می‌‌گذارد. باش تا صبح دولتش بدمد.
در این ماموریت که برای عذرخواهی از قتل گریبایدوف که در ایران رخ داده بود، انجام می‌‌شد، از تزار روسیه معذرت خواست و طوری عمل نمود که مورد تائید و پسند تزار و دربار ایران قرار گرفت. امیرکبیر در سفر به روسیه به مؤسسات فرهنگی، نظامی و اجتماعی آنجا توجه نمود و به این فکر بود که راه ترقی ایران نیز داشتن دانشگاه و تشکیلات نظامی و فرهنگی منظم است.
دومین ماموریت وی رئیس هیات سیاسی ایران به ارزنة‌الروم برای حل اختلاف مرزی بین ایران و امپراتوری عثمانی بود. در این ماموریت که نزدیک به دو سال طول کشید علاوه بر آشنایی با زدو بندهای سیاسی شرق و غرب با دلیری خاصی توانست اختلاف مرزی را به نفع ایران پایان دهد و محمره و اراضی وسیع طرف چپ شط العرب را که مورد ادعای عثمانی‌ها بود به ایران ملحق کرد. این اقدام و پیشنهادهای مفید امیرکبیر، مورد عناد و حسادت حاجی میرزا آغاسی قرار گرفت.
چون محمد شاه مرد، ناصرالدین میرزا که قصد حرکت به تهران و نشستن بر تخت سلطنت را داشت نمی‌توانست حتی هزینه سفر خود و همراهان را به تهران تهیه کند در این هنگام که امیرکبیر در تبریز و ملقب به امیر نظام بود با ضمانت شخصی پول فراهم کرد و ناصرالدین شاه را به تهران آورد اما درباریان حتی مهد علیا مادر ناصرالدین شاه که در زد و بندهای سیاسی خارجی دست داشت مخالف امیر بودند، ولی ناصرالدین شاه هر روز بر مرتبه و مقامش می‌‌افزود تا جایی که ملقب به امیرکبیر و صدراعظم گردید. در مدت کوتاهی که امیرکبیر صدراعظم بود(در حالی که ناصرالدین شاه در آغاز سلطنت فقط 16 سال داشت) با نبوغ خاص و احساسات پر شور میهن پرستی خود، اقداماتی بس ارزنده کرد.
نخست به امنیت داخلی پرداخت. سالار را که در خراسان گردنکشی می‌‌کرد و از جانب روس‌ها و انگلیسی‌ها حمایت می‌‌شد سرکوب کرد. در نامه‌هایی که به نمایندگان سیاسی و نظامی روس می‌‌نوشت و در جواب‌هایی که می‌‌داد، دلیری و ثبات رای و میهن پرستی موج می‌‌زند.
پس از برانداختن سالار از خراسان، فارس و بلوچستان را آرام ساخت و در همه مناطق عشیره نشین و هر جا که ممکن بود آشوبی برخیزد قراول خانه ایجاد نمود و در سراسر مملکت امنیت برقرار گشت.
در دوره صدارت امیرکبیر ترکمانان که همواره از مدتها پیش به نقاط دور و نزدیک مناطق اطراف خود حمله می‌‌کردند به هیچ اقدام خلافی دست نزدند.
امیرکبیر اقدامات فراوانی در دوره کوتاه صدارت خود به شرح زیر نمود:
ایجاد امنیت و استقرار دولت، تنظیم قشون ایران به سبک اروپایی ، ایجاد کارخانه‌های اسلحه سازی.
اصلاح امور قضایی ، جرح و تعدیل محاضر شرع ، تأسیس چاپارخانه، تأسیس دارالفنون.
نشر علوم جدید ، فرستادن ایرانیان به خارج برای تحصیلات وتدریس در ایران.
استخدام استادان خارجی و تصمیم به جایگزینی آنها با ایرانیان.
ترویج ترجمه و انتشار کتب علمی ، ایجاد روزنامه و انتشار کتب ، ترویج ساده نویسی و لغو القاب.
بنای بیمارستان و رواج تلقیح عمومی آبله ، مرمت ابنیه تاریخی.
مبارزه با فساد و ارتشاء(که چون مرضی مزمن در همه شئون زندگانی ایران رخنه کرده بود).
تقویت بنیه اقتصادی کشور ، ترویج صنایع جدید ، استخراج معادن ، بسط فلاحت و آبیاری
فرستادن صنعتگر به روسیه و مقابله صنعتی با روسیه توسط دست توانای استاد کاران اصفهانی.
توسعه تجارت داخلی و خارجی ، کوتاه کردن دست اجانب در امور کشور
تعیین مشی سیاسی معینی در سیاست خارجی ، اصلاح امور مالی و تعدیل بودجه.
جلوگیری از پناهندگی جنایت کاران و مجرمان سیاسی در سفارت خانه های خارجی .
ایجاد تسهیلات برای ناشران و مترجمان کتب ، مبارزه با ادیان انحرافی و خرافی

اقدامات مذکور در واقع شامل همه شئون کشوری می‌‌شد. با لغو یا کسر مقرری‌ها و مستمری ها، عده‌ای با وی دشمن شدند اما چون همین مستمری‌ها که قبلاٌ دیر به دست صاحبان آن می‌‌رسید در روزگار امیر مرتباً بدانها داده می‌شد، تا حدی آنها را راضی کرد. وضع بودجه مملکتی سر و صورتی یافت تا جایی که امیرکبیر حقوق ناصرالدین شاه را نیز محدود کرد.
جلو بذل و بخشش‌های او را گرفت و اگر حواله‌ای از شاه می‌‌رسید جواب می‌‌نوشت که اگر این پول پرداخت شود از بودجه بسیار کم می‌شود. در برقراری مستمری برای اشخاص دولتهای خارجی اعمال نفوذ می‌‌کردند تا به موقع بتوانند از وجود آنها در بروز شورش و آشوب و اخلال استفاده کنند.
در این نامه که ملاحظه می‌شود: گاهی به خاک پای همایونی معلوم می‌شود فدوی در وجوه مخارج التفاتی قبله عالم مضایقه و خودداری می‌کند این قدر بر رای همایون آشکار باشد که به خدا من جمیع عالم را برای راحتی وجود مبارک همایونی می‌‌خواهم اگر گاهی جسارتی شود از این راه است. می‌‌خواهد که خدمت شما از جهت پول مخارج لازمه معطل نماند... خود فدوی دیناری به احدی نخواهد داد. آن وجه را که باید به مردم بدهید به مخارج لازمه قشون پادشاهی می‌‌دهد. قبله عالم انشاء الله عیدی مرحمت می‌‌فرمائید ... زیاده جسارت نمی‌ورزد.
امیرکبیر علاوه بر وصول مالیات معوقه و افزودن به درآمد دولت بر توسعه کشاورزی و تجارت نیز افزود، از اسراف و تبذیرها جلوگیری می‌‌کرد.
در گماشتن افراد صالح و صدیق بر سر کارها و طرد اشخاص نالایق اهتمام بسیار می‌‌نمود. با متحداشکل کردن سپاه ایران – کارخانه اسلحه سازی در ایران تأسیس کرد که روزانه 1000 تفنگ می‌‌ساخت.
در بسط فرهنگ و استخدام استادان خارجی دقت بسیار می‌‌کرد و برای استخدام استادان شرایط خاصی وضع نمود. در چاپ و انتشار کتب و تأسیس روزنامه وقایع اتفاقیه کوشش بسیار نمود.
اقدامات انقلابی و ملی امیرکبیر سبب شد که گروهی استفاده جو، بنای تحریک نسبت به وی بگذارند تا جایی که فرمان عزل و قتل امیر کبیر را از ناصرالدین شاه گرفتند او را در حمام فین کاشان توسّط حاجی علی خان حاجب الدوله(علی خان فراش باشی ) و همراهان ( پنج نفر ) در روز جمعه هیجده ربیع الاول سال 1268 هجری قمری ( مصادف با 20 دی ماه ) به حکم ناصر الدین شاه قاجار ، به طور ناشناس و با صورت های بسته و بدون فوت وقت میرزا تقی خان امیر کبیر را در حمام باغ به قتل رساندند .
یادش گرامی باد
سال 1264 قمرى، نخستين برنامه‌ى دولت ايران براى واکسن زدن به فرمان اميرکبير آغاز شد. در آن برنامه، کودکان و نوجوانانى ايرانى را آبله‌کوبى مى‌کردند. اما چند روز پس از آغاز آبله‌کوبى به امير کبير خبردادند که مردم از روى ناآگاهى نمى‌خواهند واکسن بزنند. به‌ويژه که چند تن از فالگيرها و دعانويس‌ها
( همین حضراتی که اکنون هم سرزمینمان و مردم میهنمان را در بند جهل گرفتار آورده اند ) در شهر شايعه کرده بودند که واکسن زدن باعث راه ‌يافتن جن به خون انسان مى‌شود.
هنگامى که خبر رسيد پنج نفر به علت ابتلا به بيمارى آبله جان باخته‌اند، امير بى‌درنگ فرمان داد هر کسى که حاضر نشود آبله بکوبد بايد پنج تومان به صندوق دولت جريمه بپردازد. او تصور مى کرد که با اين فرمان همه مردم آبله مى‌کوبند. اما نفوذ سخن دعانويس‌ها و نادانى مردم بيش از آن بود که فرمان امير را بپذيرند. شمارى که پول کافى داشتند، پنج تومان را پرداختند و از آبله‌کوبى سرباز زدند. شمارى ديگر هنگام مراجعه مأموران در آب انبارها پنهان مى‌شدند يا از شهر بيرون مى‌رفتند.
روز بيست و هشتم ماه ربيع الاول به امير اطلاع دادند که در همه‌ى شهر تهران و روستاهاى پيرامون آن فقط سى‌صد و سى نفر آبله کوبيده‌اند. در همان روز، پاره دوزى را که فرزندش از بيمارى آبله مرده بود، به نزد او آوردند. امير به جسد کودک نگريست و آنگاه گفت: ما که براى نجات بچه‌هايتان آبله‌کوب فرستاديم. پيرمرد با اندوه فراوان گفت: حضرت امير، به من گفته بودند که اگر بچه را آبله بکوبيم جن زده مى‌شود. امير فرياد کشيد: واى از جهل و نادانى، حال، گذشته از اينکه فرزندت را از دست داده‌اى بايد پنج تومان هم جريمه بدهي. پيرمرد با التماس گفت: باور کنيد که هيچ ندارم. اميرکبير دست در جيب خود کرد و پنج تومان به او داد و سپس گفت: حکم برنمى‌گردد، اين پنج تومان را به صندوق دولت بپرداز.
چند دقيقه ديگر، بقالى را آوردند که فرزند او نيز از آبله مرده بود. اين بار اميرکبير ديگر نتوانست تحمل کند. روى صندلى نشست و با حالى زار شروع به گريستن کرد. در آن هنگام ميرزا آقاخان وارد شد. او در کمتر زمانى اميرکبير را در حال گريستن ديده بود. علت را پرسيد و ملازمان امير گفتند که دو کودک شيرخوار پاره دوز و بقالى از بيمارى آبله مرده‌اند. ميرزا آقاخان با شگفتى گفت: عجب، من تصور مى‌کردم که ميرزا احمدخان، پسر امير، مرده است که او اين چنين هاى‌هاى مى‌گريد. سپس، به امير نزديک شد و گفت: گريستن، آن هم به اين گونه، براى دو بچه‌ى شيرخوار بقال و چقال در شأن شما نيست. امير سر برداشت و با خشم به او نگريست، آنچنان که ميرزا آقاخان از ترس بر خود لرزيد. امير اشک‌هايش را پاک کرد و گفت: خاموش باش. تا زمانى که ما سرپرستى اين ملت را بر عهده داريم، مسئول مرگشان ما هستيم. ميرزا آقاخان آهسته گفت: ولى اينان خود در اثر جهل آبله نکوبيده‌اند.
امير با صداى رسا گفت: و مسئول جهلشان نيز ما هستيم. اگر ما در هر روستا و کوچه و خيابانى مدرسه بسازيم و کتابخانه ايجاد کنيم، دعانويس‌ها بساطشان را جمع مى‌کنند. تمام ايرانى‌ها اولاد حقيقى من هستند و من از اين مى‌گريم که چرا اين مردم بايد اين قدر جاهل باشند که در اثر نکوبيدن آبله بميرند.
دوستان اگر با احوالات میرزا آقان خان آشنا باشند و در تاریخ گذری کرده باشند به خوب متوجه می شوند که ایشان هم دقیقا فردی بود مثل تمامی این حضرات معمم و یا دیگرانی که در پست های کلیدی این مملکت نشسته اند و تنها چیزی که برایشان مهم نیست منافع ملی و مردمان سرزمینشان میباشد .
در زمان همین میرزا آقا خان ، پدربزرگهای همین برادران روس و سربازان پطر کبیر روسیه که اکنون در
نیروگاه بوشهر مشغول خدمت به سربازان امام زمان هستند ، عملا ایران هیچ حوزه اختیاری بر دریای خزر
نداشت . اکنون هم به یمن مسئولان لایق آرزوی پطر کبیر روسیه جامعه عمل پوشید ه :
ایشان آروز داشت تا روزی سربازانش در آبهای گرم و نیلگون خلیج فارس که شاید تا چند وقت دیگر
جدی جدی برایمان خلیج عربی اش کنند کف پوتین هایشان را بشویند و آب تنی کنند . .... .