شهر در امن امان است آسوده بخوابید

شهر در امن امان است آسوده بخوابید
ساعت 22:45 دقیقه روز سه شنبه 3 بهمن ماه 1385
ایران ، تهران ، خیابان پاستور دفتر ریاست جمهوری .... .
تلویزیون روشن است و بعد از همه اعلام نظرها و موضوع گیریها درچند روزه اخیر مبنی بر اینکه هاله از خونه خاله ظهور می کند یا خیر ؟
سرانجام بعد از چند دقیقه تاخیر حیدری یکی از مجریان بخش خبری شبکه دو سیمای حاج عزت بر صفحه ظاهر می شود و خبر از مصاحبه با رئیس جمهور مهرورز را می دهد .
دوربینها می چرخند و همزمان چشمها و گوشهای میلیونها بیننده و شنوده که حتی از شاهراه جهانی اینترنت منتظر ظهور محمود خوش قدم هستند .
بالاخره چشممان به جمال نورانی جناب دکتر احمدی نژاد روشن می شود .
جناب پرزیدنت شروع به صحبت می نمایند :
مقدمه را با نام و یاد شهیدان کربلاو امام حسین آغاز می کند و کل صحبت بر روی مظلومیت امام حسین
می چرخد و اینکه امام حسین یک انسان کامل در اوج قدرت است ، اما مظلوم و تنها چیزی که در اینجا یاد نمی شود فارغ از هر جهت گیری دینی و یا موضوع سیاسی اینکه هدف حسین و یا پیامش ، پیام آزادگی بود و خب از اینجا معلوم می وشد که واقعا مظلوم بودن یک ارزش است .
در صورتیکه در قرآن کریم آمده است که وای به روزگار مردمانی که بگذارند بر آنها ظلم واقع شود و یا در برابر ظلم خود را مظلوم جلوه نمایند .
در هر صورت صحبت به اینجا می رسد که امام خمینی دستور صدور انقلاب را داده و نسل آینده
( که البته اگر نسلی بماند ) وظیفه دارد این راه را ادامه دهد و خاتمه مقدمه جناب مهرورز کپی برداری از سخن رهبرش سید علی است که این روزها او هم برای شفا خود به درگاه خدا و آقا و چاه جمکران دخیل بسته ... .
( سلام بر شهیدان خدا )
کلام و پرسش اول از بودجه آغاز می شود . پرفسور احمدی نژاد شروع به روشن کردن اذهان عمومی می نمایند:
صحبت به نفت و درامدهای آن و همچنین میزان دخل و خرج دولت از پول نفت و مهمتر از همه آوردن پول بر سر سفره های مردم می رسد ، دکتر می فرمایند :
ما درآمد نفت را در جامعه تزریق کرده ایم و این انعکاس در جامعه روز به روز بیشتر می شود و بخش وسیعی از این درامد صرف سرمایه گذاری در کارهای عمرانی شده و کارهای زیر بنایی و زیر ساختها ... .
البته ما که هرچی گشتیم ندیدیم شما را نمیدانم .
اما خب باز هم طفلک محمود خان فراموش کار می شود و خودش را به کوچه علی چپ میزند !
پول نفت سفره مردم ؟ کی گفته ، ما گفتم .... . کی ، کجا و ... .
اما بعد برای اینکه کم نیارد می گوید خب ما الان مشغول همین کار هستیم .
تا اینجا شاید یک دهم از زمان مصاحبه گذشته و رئیس جمهور منتخب ( بخوانید منتصب ) کمی حالش دگرگون می شود و چهره زیبا رویش گلگون می شود ... .
باز هم دکتر داد سخن می دهند که در دولتهای گذشته هر ساله 20 تا 22 درصد درآمدهای مصرفی
دولت افزایش می یافت که ما آنرا در این دولت کاهش داده ایم .
البته خب احتمالا رئیس جمهور یادشان رفته که سفرهای استانی این حضرت والا هم همگی نوعی هزینه مصرفی دولت می باشد که با صرف این هزینه های گزاف هیچ زیر ساخت و بستری فراهم نمی شود .
دیگر حالا تقریبا رئیس جمهور محبوب با کابینه هفتاد میلیونی صحبتش گل انداخته ومعلوم است تخم کفترهایی را که قبل از مصاحبه نوش جان کرده خوب اثر خودشان را کرده است .
صحبت به دیپلماسی و نوع نگرش جناب ژنرال احمدی نژاد به آن می شود و اینکه او از سیاست تهاجمی و دیپلماسی فعال که شعارش را می داد کار را به دیپلماسی احساسی و شعاری کشانده و خب دکتر اول با خنده احمقانه که دوربین هم روی صورتش زوم شده بود و این خنده ملیحانه را جلوه ای صد چندان می بخشید گفت : لزوما احساسات چیز بدی نیست ، احساسات پاک ! و لزوما دولتها در دنیا بر روی احساسات مردم سرمایه
گذاری می کنند .
درصدد هستيم با يك ديپلماسي فعال مواضع جمهوري اسلامي را در سطح جهان مطرح كنيم و توانمنديهاي خود را به دنيا بشناسانيم، اگر يك رقيب داشته باشيم كه البته جمهوري اسلامي ايران خواهان اين نيست كه رقيب داشته باشد و ما نيز رقيب كسي نيستيم، به هر حال سعي ميكنيم اگر رقيبي وجود داشته باشد، پتانسيلمان را به او بشناسانيم.
در اینجا رئیس جمهور درخواست کرد تا برایش اسپند دود کنند ، تا چشم شیطون کر پای گربه شل کسی این رئیس جمهور ما را چشم نزند که اگر این حادثه ناگوار رخ دهد ، ملت ایران در خواهد ماند که چه خاکی بر سرش بریزد.
و اینجاست که محمودخان یادش می افتد که رئیس جمهور یک مملکت است و بعد از گرفت زیر لفظی رو می کند که مدت یکسال و چهار ماه و بیست و نه روز است که این بلای آسمانی بر مردم ایران نازل شده و اگر همینطور سر انگشتی حساب کنیم : می شود پانصد و چهارده روز !!!!
و خب الیته اگر آماری از خدمات ارزنده رئیس جمهور را پیش رویمان بگذاریم متوجه می شویم که ایشان 25 سفر استانی و 19 سفر خارجی داشته اند که روی هم می شود 44 سفر و اگر این عدد را بر همین 514 تقسیم کنیم
می شود ، تقریبا 12 روز یعنی این رئیس جمهور خدمتگزار ملت ایران هر 12 روز یکبار به یک مسافرت رفته و صد الیته اگر هر مسافرت را 3 روز هم حساب کنیم ان حضرت ولا تمام مدت ریاست جمهوری را به جز ساعاتی محدود در نهاد ریاست جمهوری بوده و همانطور هم که خودش گفت در سفر آخر مربوط به آمریکای جنوبی رهبران میزبان حضرت والا نگران سلامتی این تحفه الهی شده بودند .
حالا بعد از بررسی موشکافه این مسائل تازه به این نکته پی می بریم که چرا این مصاحبه در دفتر ریاست جمهوری صورت گرفته !
چون محمود خان ما هم خودش تا به حال اصلا این دفتر را زیارت نکرده بود به علت مشکلات کاری و خب
نمی شود آدم رئیس جمهور باشد و حداقل یکبار سری به ساختمان ریاست جمهوری نزده باشد .
خلاصه صحبت ها به پیش می رود و بحث و مسئله اصلی دنیا یعنی قضیه فلسطین مطرح می شود که جناب دکتر احمدی نژاد می فرمایند : قضیه فلسطین مهمترین قضیه تاریخی منطقه ماست و اینجا انسان فکر می کند احمدی نزاد یا رئیس جمهور منتخب مردم فلسطین است یا تمامی مشکلات ایران اسلامی حل شده و هیچ مشکلی ندارد و کبک تمامی مردم آواز می خواند .
خلاصه بعد از این سخنان گوهر بار نوبت به کوبیدن این عالیجناب و آن ژنرال معورف می شود و عاشقان شهادت به همدیگر تعارف می کنند ، مثل قضیه دعوای این طرف جوی و آنطرف ... .
بعد به سخنان چون در احمدی نزاد می رسیم که در ابتدا اعلام می کند ما سازمان ملل را به رسمیت می شناسیم اما خب اسرائیل را نه و ... دوباره قضیه هولکاست و اینکه سیاست فعال یعنی همین ( اشاره به هولکاست ).
خلاصه مشخص می شود که بدخواهان در دولتهای گذشته نگذاشته بودند ملت ایران با کشورهای پیشرفته و متمدن روابط خوب دیپلماتیک داشته باشد و در زمان دولت مهرورز این امر تحقق یافته و به سرعت رابطه ما با آفریقا و آمریکای جنوبی و خصوصا برادرانمان در ونزوئلا گسترش یافته و تازه بر همگان روشن شد که ما چه انسانهای نوع دوستی هستیم ، چون خودمان مشکل مسکن نداریم در ونزوئلا مشغول ساخت مسکن هستیم .
بیچاره محمود جان که عادت به نشستن بیش از چند دقیقه در جایی را ندارد در اینجای مصاحبه فشار صد چندانی را تحمل می کرد و ناگهان بحث به سمت گرانی می رود !
گرانی ! اه مگه ما گرونی داریم !
اول که تقصیر مطبوعات بود و ... حالا هم بعد از آن خنده های هیستریک و قیافه درهم محمود خان که زورکی می خواست بخندد ! مشخص شد که گرانی سه علت دارد و همه ناشی از القائات ذهن هفتاد میلیون ایرانی است و البته به غیر از اطراف خانه رئیس جمهور در بعضی نقاط بعضی افراد خودشان خودسر قیمتها را بالا می برند که در اینجا ما هم می گوییم آقای احمدی نزاد کلاهت را بگذرا بالا تر !
راستی محمود خان دوبا ره سوتی داد و گفت ما به فکر مردم هستیم که حداقل هفته ای یکبار گوشت بر سر سفره هایشان باشد !!!
باز هم تورم که مشخص شد این تورم کاذب است و اساسا چیزی به اسم تورم وجود ندارد و این ها همه خبرهایی است که از جانب دشمنان اعلام می شود .
دوباره یک مش ارقام و رقم که اگر حداقل کمی این خبرهای اقتصادی و اخبار مربوط به صندوق جهانی پول و .. را نمی دانستی فکر می کردی این آقا پاک ترین انسان روی زمین است .
راستی بحث جالب دیگر افزایش 42 درصدی صادرات غیر نفتی بود ... .
خلاصه بحث به رابطه ایران و آمریکا و صدور قطع نامه ها می رسد که باز هم ملیجک سید علی همه را به لودگی می زند و مشخص شد که تمام مردم جهان از احمدی نژاد عاجزانه تقاضا کرده اند که برای بوش نامه بنویسد و او را ارشاد نماید .
باز هم چون رئیس جمهور ما کلا آدم محجوبی است و نمی خواهد آبروی کسی را ببرد گفت هسته ای شدن هزینه دارد و ما تا به حال هزینه ای نداده ایم بعضی کشورها خیلی هزینه داده اند تازه الان هم اوضاعشان مشخص است .
بعد هم که آخر مردم شهید پرور متوجه نشدند که ما باید با سازمان ملل ارتباط دوستانه داشته باشیم یا نه و اینکه اصلا قطع نامه سازمان ملل ارزش دارد و یا نه و چون ما با این سازمان رابطه دوستانه داریم به آنها اعلام کردیم توقف بیجا مانع کسب است حتی شما دوست عزیز و اینکه فعلا از پذیرش مهمان معذوریم و
بازرسان را راه ندادیم و ....
بعد هم چون ما با همه کشورها رابطه خوبی داریم قطعنامه ها یکی پس از دیگری بر علیه ما تصویب می شود بدون هیچ رای مخالف و یا حتی ممتنع .
خلاصه پرفسور احمدی نژاد از هر دری سخن گفت و گفت از اتم ، شاهکارهایش در بورس و خصوصی سازی و ....
در انتها هم که مشخص شد اصلا هیچ جای نگرانی وجود ندارد چون عده ای ژنرال می خواهند شهید شوند وجایش را پیدا نمی کند و خب راه قدس هنوز از هرجایی که ما بگیم می گذرد و اینکه عده ای دوست دارند هر ماه یک عکس یادگاری با فیدل کاسترو و چاوز بگیرند و با رئیس جمهور گینه بیسائو دومینو بازی کنند و ... گروه دیگر هم خواهان مذاکره با آمریکا و روز دیگر خواهان جنگ با آمریکا هستند و در نهایت هم حسن نصراله کارش تمام است ، بشار با آمریکا پای میز نشسته .
حماس که قرار بود اسرائیل را با دلارهای نفتی ما به چالش بکشد تا محمود انرا از نقشه محو کند اسرائیل را به رسمیت شناخته ...
عربستان هم که نقش خودش را بازی می کند و آمریکا هیچ غلطی نمی تواند بکند ، فقط لانه جاسوسی ما دراربیل را منهدم می کند و ....
تمامی اینها نشانه ای از دیپلماسی فعال و هماهنگی بین تمامی سران رژیم است .
بله این است انتهای کار پوپولیست ها و تمامی دیکتاتورها ...
سید علی باورش شده که بله دیکتاتور ها هم می میرند ، بحث شورای رهبری داغ است .
سخن تازه عبور از احمدی نژاد و عبور از بحران است به هر قیمتی ... .
حال چه قرار باشد بزرگراه شهید احمدی نژاد داشته باشیم و یا اینکه محمود را بی کفایتی سیاسی بدهند و یا ... .
مطمئنا روزهای آینده روزهای سختی برای همگی مان است ، روزهای سختی که ما همواره نشان داده ایم مردمان روزهای سخت نیستیم ، شاید عده ای آرزویشان از موافق و مخالف نظام حمله نظامی آمریکا باشد، اما مسلما این راه یکی از گزینه هاست و صد البته بدترین و ارتجاعی ترین راه است .
چرا نباید برای یکبار درست تصمیمی بگیریم به راستی چه نیروی بازدارنده ای وجود دراد که بتواند وزنه ای شود و در مقابل جامعه جهانی نقش یک اپوزیسیون فعال را بازی نماید ، اپوزیسیونی مسئول و متعهد با حفظ امینت و تمامیت کشور واحدی به نام ایران .
احمدی نزاد می گوید نگران نیست اما بیشتر از هر زمانی برای کرسی ریاستی که بر آن منصوبش کرده اند ، مضطرب است .حضرات همه نگران خویشند و چیزی که اصلا مهم نیست در این میان ایران است و ایران .
احمدی نژادی که خود را نخبه میداند و تما می اطرافیانش را ، دقیقا کار به جایی رسیده که بنیاد گرایی اسلامی به همراه فاشیزم و خمینیسم در تمامی سلولهای آقایان رخنه کرده و به راستی باورشان شده ابر قدرتند و صد افسوس ...
صد افسوس که حداقل در فاشیزیم نخبگان در صدر بودند و دراینجا فرومایگان .... .
ما باید از این بحران به بهترین نحو ممکن خارج شویم و دراین راه چاره ای جز گذرا از جمهوری اسلامی نداریم.
پس چه خب است اگر واقعا از امروز به آزادی و آزادگی و یک دموکراسی واقعی بیاندیشیم ، که اگر یک دموکراسی عقب افتاده بر میهنمان حاکم شود هزاران بار بهتر از یک دیکتاتوری پیشرفته و اتمی می باشد .
به امید آنروز که خورشید آزادی بر آسمان ایران زمین طلوع کند .

2 Comments:
با درود به علی آقا یار دبستانی
تحلیل بسیار جالبی از این نابغه سیاسی، نظامی، اقتصادی و مهرورزی کرده اید که مرا وادار کرد قبول کنم تمام قدر چنین نوابغی را فقط ملا علی پایین خیابانی میداند و بس و ملت ایران هنوز نمیدانند این اسطوره زمان را در کجای طاقچه تفکرات خویش جا دهند. البته نکته ای را هم من اضافه کنم و آنهم اینست این نابغه قرون یه چیزی هم از بقیه اضافه دارد و آنهم جاذبه ایست که گاهی بهمراه هاله و نور خیره کننده مانند شفق قطبی ایشان را از بقیه انواع بشر بالاتر و ارجحتر میکند
شاید روزگاری در قرون آینده از ایشان بعنوان پیغمبر 1+124000 نام برد. هنوز زود است که این نابغه نارسیست دوران شناخته شود
پ.ن در دارالمجانین به خطرناکترین دیوانگان " نابغه " میگویند
سلام علی آقا خیلی مخلصیم قربان
احمدی نژاد دیگر مادون نقد شده است.شیشه عمر دیو دارد میشکند
Post a Comment
<< Home